تاریخ: سهشنبه 24 اردیبهشت 1387 - 12:14 عنوان: چهار وارث در راه است!
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان گلم...
بعد از مدتها اومدم که بهتون بگم داستان هری پاتر و چهار وارث اگه هنوز خواننده ای داشته باشه بعد از کنکور فنی عرضه میشه...
البته کمی بعد از کنکور...
احتمالا متوجه شدین که در این مدت که در خدمت نبودم سعی کردم در زمان بی کاری و درس نخوندن بشینم و داستان رو بنویسم...
در حال حاضر هم در جلد سوم هستم و انشا الله تا مدتی بعد به طور کامل در اختیارتون میذارم...
متشکرم...
یا حق... _________________ چه دعايي بهتر از اين...
با عرض سلام خدمت حامد عزیز حالا که میخای ادامه داستانت رو بزاری لطف کن تا موقع امتحانت حداقل هفته ای 1فصل از فصل های قبلی رو برای اونائی که تاره با داستانت آشنا شدن بزار تا هم تاپیکت فعال باشه هم بچه های قدیمی مثل من که داستانت رو دارن با یه مرور و یاداوری بشه
امیدوارم موفق باشی
ايول حامد جان كه خيلي گلي.
كلي ذوق كردم.
اگه بتوني تو اين مدت قبل از كنكور هم هر از هفته اي يا دو هفته اي يه فصلش رو بذاري كه ديگه عالي ميشه. اگه خودت زياد فرصت تايپ نداري بالاخره تو آشنا و دوست يكي پيدا ميشه كه هر از هفته اي چند صفحه تايپ رو برات انجام بده.
بهرحال همين كه ادامه ميدي كلي ممنونتم.
به به حامد جان .دست شما درد نكنه ما هميشه مشتاق خوندن داستان زيباي شما هستيم.
اميد وارم بزودي دوباره بتونم داستان زيباي شما رو بخونم .
موفق باشي . _________________
بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید
مثل شقایق زندگی کن کوتاه اما زیبا مثل پرستو
کوچ کن فصلی اما هدفمند مثل پروانه بمیر .....
دردناک ولی عاشق .
من نمیدنم!!!
به خدا نمی دونم...
نمی دونم چرا این همه منتظر موندیم و خبری نشد و حالا باز هم باید بیایم و فن فیکشن تو رو بخونیم...
در حالیکه در این مدت این همه فن فیکشن قشنگ نوشته می شد...
مثل همین سفیر مرگ جیمز...
مگه بده؟؟؟
خیلی هم قشنگه...
از مال تو که قشنگتره...
بله!!!
حالا باز تا بعد از کنکور فنی صبر کنیم تو بیای مثلا چند فصل بدی بخونیم...
بی کاری ها...
برو همون درست رو بخون که انشا الله امسال دیگه قبول بشی و بری دانشگاه...
نفرستنت سربازی بابایی!!! _________________ خادم آتش...
فرمانده نیروی اهریمنی آير...
سازنده و صاحب پر قدرت شمشير لوسيندر...
سلام
خوبه،لااقل داری می نویسی.
خوب تویسایت زندگی خوب هم برو،اونجا هم بگو.
خیلی از دوستان مطمئنن دوست دارن داستانت رو بخونن.
متاسفانه من تا دو ماه دیگه نیستم.
اومیدوارم اون موقع همه داستان رو بگیرم.
بای _________________ http://barfsorkh.persiangig.com/xxss.JPG
ذوق مرگ شدم
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
منتظریما _________________ دنیا مثل پاییزه....... هم قشنگه......... هم غم انگیزه........
عالیع مثل اینکه نویسنده های قدیمی یه تکونی به خودشون دارن می دن اون از سیاوش اینم از حامد حالا ببینیم نفر بعدی کیه _________________ يك مشت گدای عرب از راه رسيدند... در ميهن پررونق ما خانه گزيدند
با روضه و با روزه در اين باغ پراز گل... چون گاو دويدند و چريدند و خزيدند
ز شیر شتر خوردن و سوسمار... عرب را به جایی رسیدست کار
که تاج کیانی کند آرزو... تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
----------------------------------------------------------------------------------
برای دانلود از رپیدشیر ، مگاآپلود و فایل فکتوری با لینک مستقیم با قابلیت resume به لینک زیر مراجعه کنید
http://rapidbaz.com/from/969