پنج شنبه، 7 مرداد، 1389
ورود | عضویت
 بچه هاي ايروني • مشاهده مبحث - مولانا

مولانا

ادبیات ایران شامل شعر و زبان پارسی از قبل از اسلام تا زمان حال
درود بر شما دوستان گرامی

در این تاپیک میخوام کم کم با عرفانی ترین شاعر ایران زمین آشنا بشیم

درود بر همگی

جاوید ایران زمین
رندان تشنه لب را آبي نميدهد كس****گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
(حافظ)
نماد کاربر
Shadowless

تازه کار
تازه کار
 
پست ها : 143
تاريخ عضويت: شنبه 26 آبان 1386 00:00:00
تشکر: 0
تشکر شده: 1 بار 1 پست
پست » يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 18:21:22

زادگاه مولانا:

جلال‌الدين محمد درششم ربيع‌الاول سال604 هجري درشهربلخ تولد يافت. سبب شهرت او به رومي ومولاناي روم، طول اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونيه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذكره‌نويسان وي درهنگامي كه پدرش بهاءالدين از بلخ هجرت مي‌كرد پنجساله بود. اگر تاريخ عزيمت بهاءالدين رااز بلخ در سال 617 هجري بدانيم، سن جلال‌الدين محمد درآن هنگام قريب سيزده سال بوده است. جلال‌الدين در بين راه در نيشابور به خدمت شيخ عطار رسيد و مدت كوتاهي درك محضر آن عارف بزرگ را كرد.

چون بهاءالدين به بغدادرسيدبيش ازسه روزدرآن شهراقامت نكرد و روز چهارم بار سفر به عزم زيارت بيت‌الله‌الحرام بر بست. پس از بازگشت ازخانه خدا به سوي شام روان شد و مدت نامعلومي درآن نواحي بسر برد و سپس به ارزنجان رفت. ملك ارزنجان آن زمان اميري ازخاندان منكوجك بودوفخرالدين بهرامشاه‌نام داشت، واو همان پادشاهي است حكيم نظامي گنجوي كتاب مخزن‌الاسرار را به نام وي به نظم آورده است. مدت توقف مولانا در ارزنجان قريب يكسال بود.

بازبه قول افلاكي، جلال‌الدين محمددرهفده سالگي ‌درشهرلارنده به‌امرپدر، گوهرخاتون دخترخواجه لالاي سمرقندي را كه مردي محترم و معتبر بود به زني گرفت و اين واقعه بايستي در سال 622 هجري اتفاق افتاده باشد و بهاءالدين محمد به سلطان ولد و علاءالدين محمد دو پسر مولانا از اين زن تولد يافته‌اند.



[img:320:477]http://www.freemag.ir/wordpress/wp-content/uploads/molana.jpg[/img]
نماد کاربر
Shadowless

تازه کار
تازه کار
 
پست ها : 143
تاريخ عضويت: شنبه 26 آبان 1386 00:00:00
تشکر: 0
تشکر شده: 1 بار 1 پست
پست » يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 18:22:04

سلام اقا رسول
خيلي خوشحالم ميبينمت.
يه سوال!!
حافظ عرفاني تر بوده يا مولانا؟

ممنون ::rose::
[align=center] به خداحافظی ِ تلخ تو سوگند ، نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ی ممنوع ، ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند ، نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس ، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم ِ شرم نوشتند: نشد . . .   [IMG:480:96]http://rippleeffects.files.wordpress.com/2009/01/wall-e-and-eve.jpg[/img]  پ.ن: از نظر من زیبا ترین کارتنی که دیدم wall-e بود..    [/align]
نماد کاربر
fatima

ناظر کل انجمن
ناظر کل انجمن
 
پست ها : 13566
تاريخ عضويت: سه شنبه 12 تير 1386 00:00:00
محل سکونت: قلب پروانه
تشکر: 0
تشکر شده: 2 بار 2 پست
پست » يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 19:13:31

من فکر میکنم مولانا

البته به این دلیل که خودم مکتب خراسانی رو بیشتر می پسندم به نسبت عراقی میگم

ولی هر گلی بویی داره

التفات داشته باشیم که حافظ خیلی از شعر هاش اجتماعی سیاسی هست بر خلاف ظاهر داستان

در هر صورت به نظر من مولوی عرفانی تر از حافظ بوده

گو اینکه در حد و اندازه های این بزرگان نیستم که اظهار فضل میکنم ::tongue::
نماد کاربر
Shadowless

تازه کار
تازه کار
 
پست ها : 143
تاريخ عضويت: شنبه 26 آبان 1386 00:00:00
تشکر: 0
تشکر شده: 1 بار 1 پست
پست » يکشنبه 8 ارديبهشت 1387 20:27:29

ممنون داش رسول همونی که خواستم :ttth: اشعار ایشون رو حتما بزار :)

یا حق
<a href="http://www.jpeghoster.com/viewer.php?file=0i4zuow8uizrccoj5nv.jpg"><img src="http://www.jpeghoster.com/images/0i4zuow8uizrccoj5nv_thumb.jpg" border="0" alt="0i4zuow8uizrccoj5nv.jpg" /></a>
نماد کاربر
levis507

پیشتاز انجمن
پیشتاز انجمن
 
پست ها : 3232
تاريخ عضويت: شنبه 26 آبان 1386 00:00:00
تشکر: 0
تشکر شده: 0 بار 0 پست
پست » دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 04:53:47

موقعیت خانواده و اجتماع در زمان رشد مولانا

-پدر مولانا بهاء ولد پسر حسين خطيبي در سال (546) يا (542)هجري قمري در بلخ خراسان آنزمان متولد شد.خانواده اي مورد توجه خاص و عام و نه بي بهره از مال و منال و همه شرايط مهياي ساختن انساني متعالي .كودكي را پشت سر مي گذارد و در هنگامه بلوغ انواع علوم و حكم را فرا مي گيرد .محمد بن حسين بهاء الدين ولد ملقب به سلطان العلما (متولد حدود 542ق/1148ميا كمي دير تر )از متكلمان الهي به نام بود . بنا به روايت نوه اش ؛شخص پيامبر (ص)اين اقب را در خوابي كه همه عالمان بلخ در يك شب ديده بودند ؛به وي اعطا كرده است .بهاء الدين عارف بود و بنا بر برخي روايات ؛او از نظر روحاني به مكتب احمد غزالي (ف.520ق/1126م)وابسته است .با اين حال نمي توان قضاوت كرد كه عشق لطيف عرفاني ؛ آن گونه كه احمد غزالي در سوانح خود شرح مي دهد ؛چه اندازه بر بهاءالدين و از طريق او بر شكل گيري روحاني فرزندش جلال الدين تاثير داشتهاست .اگر عقيده افلاكي در باره فتوايي بهاء الدين ولد كه: زناءالعيون النظر صحت داشته باشد ؛ مشكل است كه انتساب او به مكتب عشق عارفانه غزالي را باور كرد حال آنكه وابستگي نزديك او به مكتب نجم الدين كبري ؛موسس طريقه كبرويه به حقيقت نزديكتر است .بعضي مدعي شده اند كه خانواده پدري بهاءالدين از احفاد ابو بكر ؛خليفه اول اسلام هستند .اين ادعا چه حقيقت داشته باشد و چه نداشته باشد درباره پيشينه قومي اين خانواده هيچ اطلاع مسلمي در دست نيست .نيز گفته شده كه زوجه بهاءالدين ؛از خاندان خوارزمشاهيان بوده است كه در ولايات خاوري حدود سال 3-472ق/1080م حكومت خود را پايه گذاري كردند ولي اين داستان را هم مي توان جعلي دانست و رد كرد .او با فردوس خاتون ازدواج مي كند ،كه برخي به علت اشكال زماني در اين ازدواج شك نموده اند .

او براي دومين بار به گفته اي ازدواج مي كند .همسر او بي بي علوي يا مومنه خاتون است كه او را از خاندان فقيهان و سادات سرخسي مي دانند .

از اين بانو ،علاو الدين محمد در سال 602 و جلال الدين محمد در سال 604 روز ششم ريبع الاول هجري قمري متولد شدند.بهاء الدين از جهت معيشت در زحمت نبود خالنه اجدادي و ملك ومكنت داشت .در خانه خود در صحبت دوزن كه به هر دو عشق مي ورزيد ودر صحبت مادرش((مامي))و فرزندان از آسايش نسبي بر خورداربود ذكر نام الله دايم بر زبانش بود وياد الله به ندرت از خاطرش محو مي شد با طلوع مولانا برادرش حسين و خواهرانش كه به زاد از وي بزرگتر بودند در خانواده تدريجاً در سايه افتادندوبعدها در بيرون از خانواده هم نام وياد آنها فراموش شد .جلال كه بر وفق آنچه بعدها از افواه مريدان پدرش نقل ميشد ؛ از جانب پدر نژادش به ابوبكر صديق خليفه رسول خدا مي رسيد و از جانب مادر به اهل بيت پيامبر نسب ميرسانيد .

[img:450:603]http://www.greenspirit.org.uk/Resources/rumi.JPG[/img]
نماد کاربر
Shadowless

تازه کار
تازه کار
 
پست ها : 143
تاريخ عضويت: شنبه 26 آبان 1386 00:00:00
تشکر: 0
تشکر شده: 1 بار 1 پست
پست » سه شنبه 10 ارديبهشت 1387 10:42:23

حتما اهورای عزیز
***************************************************

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید***معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار***در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی​صورت معشوق ببینید***هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید***یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشان​هاش بگفتید***از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت***یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد***افسوس که بر گنج شما پرده شمایید


***************************************************

وایییییییییییییییییییییی

ته عرفان هست این شعر

اشک آدم رو در میاره
رندان تشنه لب را آبي نميدهد كس****گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
(حافظ)
نماد کاربر
Shadowless

تازه کار
تازه کار
 
پست ها : 143
تاريخ عضويت: شنبه 26 آبان 1386 00:00:00
تشکر: 0
تشکر شده: 1 بار 1 پست
پست » پنج شنبه 12 ارديبهشت 1387 18:15:19


بازگشت به ادبیات ایران

چه کسي حاضر است ؟


کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان