بسم الله الرحمن الرحيم
سلام.
مي خواستم به عرض دوستان برسونم كه بنده در ذهن خود خيالاتي خام را مي پروراندم.
گفتم بد نباشد روي كاغذ بياورم تا شما هم فيضي برده باشيد در اين ماه مبارك
فصل اول
(فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
فقط بگم خيلي افتضاحه كمك كنيد تا بهتر بشه ايده كلي قشنگي دارم البته به نظر خودم _________________ مي خوام بهت بگم پيشم بمون اما نميشه
مي خوام بهت بگم نرو نرو مگه چي ميشه
با تو بودن خيلي برام فرق داره
جز با صداي تو اروم نمي گيرم
ازديدن يادگاري دلم مي گيره
عضو شده در: 14 مرداد 1387
پست: 400
آغازگر 22 تاپيك
تشکر: 4 تشکر شده 23 بار در 21 پست
محل سکونت: تو دست زئوس
امتیاز: 5216
مدالها: 0
مرحله : 18
میزان فعالیت:
227 / 711
32%
سرعت فعالیت:
339 / 339
100%
مانده تا مرحله بعد:
28 / 45
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 25 شهریور 1387 - 23:32 عنوان:
خیلی باحال بود...مخصوصا قسمت آخرش ...نامه دامبلدور رو میگم....
ولی خداییش خیلی از مسائل سریع سریع رد میشدی........
هری چرا خون بالا آورد؟..به سر جینی چی اومده بود؟؟.
چرا اولش رو اونطوری شروع کردی؟؟.مگه صحنه مرگ دامبلدور اون شکلی بود؟؟؟.
خب...اگه یه کم فضا سازیت رو بیشتر کنی..و از مسائل تند تند نگذری..داستان خوبی خواهد شد.....
راستی خیلی خوشحالم که تو با جینی لج نیستی و اونو از هری دور نمیکنی...
امیدوارم داستانت بهتر بشه...اگه ایده و راهنمایی خواستی...آیدی من رو اد کن..تو مسنجر با هم گپ بزنیم... _________________ نخستین و عظیم ترین پیروزی، شکست دادن خود است و شکست خوردن از خود شرم آورترین و زشت ترین شکستی است که وجود دارد.
دقيقا مشكل منم همينه فضا سازي
دارم روش كار مي كنم فصل دوم يكم بهتر شده ولي يك مقدار فكر ازاد مي خواد
اينكه جيني چه بلايي سرش اومده بود يا هري چرا خون بالا اورد رو احتمالا توي فصل سوم مي فهمين.
صحنه ي مرگ دامبلدور اون طوري نبود ولي خواب ها مي تونه تغيير كنه به همه يخواننده ها توصيه مي كنم قسمت خواب رو يكم با دقتر بخونن. براي خودشون شخصيت هري و بقيه رو تحليل كننو مي فهمن چرا خواب تغيير كرده
در ضمن توي عالم خواب همه چي مي تونه تغيير كنه
وقول ميدم فصل هاي بعد رو طولاني تر كنم
و اگر ميشه يكي از دوستان برنامه تبديل ورد به پي دي اف رو بده منظورم اوني هست كه يه نوار ابزار توي ورد مياد.اي ديت چيه؟
اي دي من همين چيزي هست كه پايين نوشته... _________________ مي خوام بهت بگم پيشم بمون اما نميشه
مي خوام بهت بگم نرو نرو مگه چي ميشه
با تو بودن خيلي برام فرق داره
جز با صداي تو اروم نمي گيرم
ازديدن يادگاري دلم مي گيره
سلام
اومدم فصل دوم رو بدم
(فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
تا وقتي كه فصل چهارم رو تمام نكرده باشم از فصل بعدي خبري نيست
اميد وارم اين يكي بهتر شده باشه _________________ مي خوام بهت بگم پيشم بمون اما نميشه
مي خوام بهت بگم نرو نرو مگه چي ميشه
با تو بودن خيلي برام فرق داره
جز با صداي تو اروم نمي گيرم
ازديدن يادگاري دلم مي گيره
عضو شده در: 14 مرداد 1387
پست: 400
آغازگر 22 تاپيك
تشکر: 4 تشکر شده 23 بار در 21 پست
محل سکونت: تو دست زئوس
امتیاز: 5216
مدالها: 0
مرحله : 18
میزان فعالیت:
227 / 711
32%
سرعت فعالیت:
339 / 339
100%
مانده تا مرحله بعد:
28 / 45
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: پنجشنبه 28 شهریور 1387 - 01:28 عنوان:
نميتوني يه جاي ديگه آپ كني؟...من نميتونم بگيرمش..
اصلا زنده بذاري تو همين تايپيك بهتره... _________________ نخستین و عظیم ترین پیروزی، شکست دادن خود است و شکست خوردن از خود شرم آورترین و زشت ترین شکستی است که وجود دارد.
داستان خیلی هم خوبه. اگه میشه ادامه بده. اگه با فاصله فصل ها رو بدی هم زیاد مشکلی نداره. الان بهترین فن نویسا هم خودشون ممکنه هر ماهی یه بار فصل بدن. البته گفتم ممکنه.
عضو شده در: 14 مرداد 1387
پست: 400
آغازگر 22 تاپيك
تشکر: 4 تشکر شده 23 بار در 21 پست
محل سکونت: تو دست زئوس
امتیاز: 5216
مدالها: 0
مرحله : 18
میزان فعالیت:
227 / 711
32%
سرعت فعالیت:
339 / 339
100%
مانده تا مرحله بعد:
28 / 45
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: جمعه 29 شهریور 1387 - 12:25 عنوان:
slnsln
جان ..داستانت خیلی هم خوب بود...البته دلایلت رو درک میکنم..
خود منم یه داستان نوشته بودم که تا فصل چهار بیشتر ادامه ش ندادم..ولی عوضش حالا دارم داستان جدیدمو ادامه میدم..
به نظرم بهتره ادامه بدی _________________ نخستین و عظیم ترین پیروزی، شکست دادن خود است و شکست خوردن از خود شرم آورترین و زشت ترین شکستی است که وجود دارد.
به نظر من اگر واقعا قصد داريد داستان را تا انتها پيش ببريد ادامه بديد.
ممكنه فصلهاي اول خيلي خوب نشن، ولي در ادامه به علت كسب تجربه مطمئنا پيشرفت ميكني.
نمونش داستان خود من. فصول اول رو كه دوباره ميخونم به خودم ميخندم ولي اونطور كه خوانندههاي خودم گفتن فصلهاي بالاتر خيلي بهتر از قبلي ها بوده. _________________
عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 43 تشکر شده 28 بار در 27 پست
محل سکونت: والینور
امتیاز: 5874
مدالها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت:
608 / 2536
24%
سرعت فعالیت:
1211 / 1211
100%
مانده تا مرحله بعد:
59 / 104
56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: شنبه 30 شهریور 1387 - 08:09 عنوان:
من نمی دونم شما دوست دارین چی کار کنین ولی معمولا نویسنده به تعداد خواننده اهمیتی نمی ده چون داره برای دل خودش می نویسه و فقط به نظرات و پیشنهادات توجه می کنه
حالا می تونین ادامه بدین یا ولش کنین
این دیگه به خودتون مربوط میشه نه خواننده _________________ ریچارد رایت کیبوردیست پینک فلوید در 15 دسامبر 2008 در 65 سالگی فوت کرد