عضو شده در: 17 اردیبهشت 1387
پست: 249
آغازگر 26 تاپيك
تشکر: 6 تشکر شده 15 بار در 12 پست
امتیاز: 2892
مدالها: 0
مرحله : 14
میزان فعالیت:
46 / 426
11%
سرعت فعالیت:
203 / 203
100%
مانده تا مرحله بعد:
25 / 33
75%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: یکشنبه 10 شهریور 1387 - 00:41 عنوان: خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]اینو توی یک سایت دیدم و به نظرم جالب رسید, گفتم[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0]اینجا هم قرار بدم شاید دیگران هم براشون جالب باشه[/COLOR] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]
[COLOR=#244061]
[/COLOR][/COLOR][COLOR=#a0a0a0][COLOR=#244061]اگر تکراری هست عذر بنده رو بپذیرید[/COLOR][/COLOR][COLOR=#a0a0a0]
[/COLOR][COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0]دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0][COLOR=#244061]
[/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]به موهاي[/COLOR][COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون[/COLOR] [COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]توجهي به اين مساله نميکرد[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0] [/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست[/COLOR] [COLOR=#a0a0a0]
. [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]من جزومو بهش دادم . بهم گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ميخوام بهش بگم[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]تلفن زنگ زد . خودش بود . گريه مي کرد[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]. [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]دوست پسرش قلبش رو شکسته بود . از من خواست که برم پيشش . نميخواست تنها باشه . من[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]هم اينکار رو [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]کردم . وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم تمام فکرم متوجه اون چشمهاي[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]معصومش بود . آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه . بعد از 2 ساعت [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ديدن فيلم و[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]گونه من رو بوسيد[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]"[/COLOR][COLOR=#a0a0a0]داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد . گفت : " قرارم بهم خورده ، اون نميخواد[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]با من بياد[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]من با کسي قرار نداشتم . ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]يه[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]
"[/COLOR][COLOR=#a0a0a0]خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم . جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ،[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]لبخند زيبا و اون چشمان[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]همچون کريستالش بود . آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به[/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]من گفت : "متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]گونه منو بوسيد[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]
" [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]يه روز[/COLOR] [COLOR=#a0a0a0]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0]گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ[/COLOR] [COLOR=#a0a0a0]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0]التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]بود تا مدرکش رو بگيره . ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من[/COLOR] [COLOR=#a0a0a0]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0]گذاشت و آروم [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]
. [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]اما ... من خيلي خجالتي هستم ... علتش رو نميدونم[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#a0a0a0] [/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]نشستم روي صندلي ، صندلي[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]و وارد زندگي جديدي شد . با مرد [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ديگه اي ازدواج کرد . من ميخواستم که عشقش متعلق به[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]من باشه . اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]کليسا بره رو به[/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ميخوام بهش بگم ، ميخوام[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما ... من خيلي خجالتي[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]هستم ... علتش رو نميدونم[/COLOR]
[/COLOR][COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]رو نوشته . اين چيزي هست که اون نوشته بود[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0][/COLOR][COLOR=#a0a0a0]تمام توجهم به اون بود . آرزو[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]ميکردم که عشقش براي من باشه . اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]ميدونستم . من ميخواستم بهش بگم ، [/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]داداشي باشه . من عاشقش هستم . اما ... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]داشتم که به[/COLOR][/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]من بگه دوستم داره . اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]خودم فکر مي کردم و گريه[/COLOR]
[/COLOR]
[COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]
، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0] [/COLOR][COLOR=#a0a0a0]مقابل [/COLOR][/COLOR][COLOR=#244061][COLOR=#a0a0a0]نباشيد ، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه[/COLOR]
[COLOR=#a0a0a0]
[/COLOR][/COLOR] _________________ [سخاوت را ازکویربیاموزیم که دریا بودنش را به گرمای خورشید بخشید
این مطلب آخرین بار توسط sandstorm در یکشنبه 10 شهریور 1387 - 00:51 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
منم همین کارو کردم رفتم جلو اینه به خودم گفتم دوستت دارم
ولی اشکم در اومد
خیلی ناراخت کننده بود نوشتت _________________ من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد اهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم اسمان هر کجا همین رنگ است؟؟
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید شما نمی توانید در این بخش رای دهید شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید