عضو شده در: 14 مرداد 1387
پست: 434
آغازگر 25 تاپيك
تشکر: 4 تشکر شده 23 بار در 21 پست
محل سکونت: تو دست زئوس
امتیاز: 5753
مدالها: 0
مرحله : 19
میزان فعالیت:
215 / 798
27%
سرعت فعالیت:
381 / 381
100%
مانده تا مرحله بعد:
17 / 49
34%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 21 مرداد 1387 - 00:55 عنوان:
من که خودم از اسرار هیولایی خیلی خوشم اومد « کتاب شش»
چون آخرش یه جنگ درست و حسابی داشت و همینطور کاگاش توش تشکیل شد و همینطور بک به زندگی بازگشت...
احساسات هم در این کتاب خیلی خوب و غمگینانه به تصویر کشیده شده بود...
عضو شده در: 21 خرداد 1386
پست: 1020
آغازگر 81 تاپيك
تشکر: 70 تشکر شده 48 بار در 37 پست
محل سکونت: آسمان هفتم
امتیاز: 4418
مدالها: 0
مرحله : 28
میزان فعالیت:
333 / 1963
17%
سرعت فعالیت:
937 / 937
100%
مانده تا مرحله بعد:
20 / 87
22%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 21 مرداد 1387 - 01:01 عنوان:
من از سايه ي مرگ خوشم اومد و كتاب 5
سايه ي مرگ خيلي اكشن بود ئ اين كه تلفات هم زياد داشت
هويت سايه هم كه معلوم شد. _________________ نوبتی هم باشه نوبته منه
بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید
عضو شده در: 14 مرداد 1387
پست: 434
آغازگر 25 تاپيك
تشکر: 4 تشکر شده 23 بار در 21 پست
محل سکونت: تو دست زئوس
امتیاز: 5753
مدالها: 0
مرحله : 19
میزان فعالیت:
215 / 798
27%
سرعت فعالیت:
381 / 381
100%
مانده تا مرحله بعد:
17 / 49
34%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 21 مرداد 1387 - 01:14 عنوان:
j_j عزیز ....آره ولی اتفاق خوبی اصلا تو کتاب به چشم نخورد...
همش آدم مرد و خبرای بد رسید....
آخرش هم که پدر چند نفر در اومد...کرنل هم که معلوم نشد چی شد...
ولی از لحاظ اکشنی خیلی باحال بود...ولی به قول تو خیلی تلفات داشت..
بک هم که درب و داغون شد
اخرشم که معلوم شد سایه چیه...و اینطوری فاتحه دنیا هم به طوری خونده شد
عضو شده در: 14 مرداد 1387
پست: 434
آغازگر 25 تاپيك
تشکر: 4 تشکر شده 23 بار در 21 پست
محل سکونت: تو دست زئوس
امتیاز: 5753
مدالها: 0
مرحله : 19
میزان فعالیت:
215 / 798
27%
سرعت فعالیت:
381 / 381
100%
مانده تا مرحله بعد:
17 / 49
34%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 21 مرداد 1387 - 03:31 عنوان:
خب اگه همش خون باشه احساسات خواننده جریحه دار میشه...
خدا نکنه که درویش بمیره..همین که برانابوس اونجوری کشته شد من داشتم دق میکردم..
بغضم گرقت..
از کرنل و گروبز هم که خبری نشد...خدا کنه بلایی سرشون نیاد..
وگرنه کی میخواد جلوی دیمونتا و سایه و لرد لاس بایسته؟...
خدا کنه بلایی سر بک و درویش و گروبز و کرنل نیفته..
_________________ نخستین و عظیم ترین پیروزی، شکست دادن خود است و شکست خوردن از خود شرم آورترین و زشت ترین شکستی است که وجود دارد.
عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1345
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 43 تشکر شده 28 بار در 27 پست
محل سکونت: والینور
امتیاز: 5947
مدالها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت:
583 / 2536
23%
سرعت فعالیت:
1211 / 1211
100%
مانده تا مرحله بعد:
65 / 104
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 21 مرداد 1387 - 07:57 عنوان:
من یکی از کتاب دوم و بعدیش از همین سایه مرگ خیلی خوشم اومد
دارن شان تو غمگین نوشتن واقعا مهارت داره _________________
You can pray to God
You can pray to Allah
You can pray to whomever
He will not hear you
your empty prayers
you embarrass yourself
like some infected junkie
you're searching for a fix
من اسرار هیولایی و اسلاتر
هردو جالب بودن
ترسناک
و معمایی
مخصوصا تو اسرار هیولایی که میفهمه گرابز چقدر قدرت داره _________________ من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد اهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم اسمان هر کجا همین رنگ است؟؟
عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1345
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 43 تشکر شده 28 بار در 27 پست
محل سکونت: والینور
امتیاز: 5947
مدالها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت:
583 / 2536
23%
سرعت فعالیت:
1211 / 1211
100%
مانده تا مرحله بعد:
65 / 104
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: سهشنبه 19 شهریور 1387 - 21:31 عنوان:
ترسناک که نیستن اما بیشتر جالبن _________________
You can pray to God
You can pray to Allah
You can pray to whomever
He will not hear you
your empty prayers
you embarrass yourself
like some infected junkie
you're searching for a fix
عضو شده در: 14 مرداد 1387
پست: 434
آغازگر 25 تاپيك
تشکر: 4 تشکر شده 23 بار در 21 پست
محل سکونت: تو دست زئوس
امتیاز: 5753
مدالها: 0
مرحله : 19
میزان فعالیت:
215 / 798
27%
سرعت فعالیت:
381 / 381
100%
مانده تا مرحله بعد:
17 / 49
34%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: سهشنبه 19 شهریور 1387 - 21:44 عنوان:
نظتون درباره کتاب هفت چیه؟...
به نظرتون جالب بود؟..
البته من از اون قسمت مرگ برانابوس حسابی احسابم خرد شده بود _________________ نخستین و عظیم ترین پیروزی، شکست دادن خود است و شکست خوردن از خود شرم آورترین و زشت ترین شکستی است که وجود دارد.