سلام به همگي !!!
سايت ويزاردينگ ورد كه از دست من در امان نبود و حالا هم آي آر كيدز به همان بلا دچار شد...
بچه هاي ويزاردينگ ورد داستان من ( البته اگه بشه اسم داستان رو روش گذاشت ) تحمل كردن اميدوارم شما هم تحمل كنين !!!!
اسم داستان من هري پاتر و يادگاران زندگيه ، اين داستان به نوعي داستان هشتم هري پاتره و بعد از قديسان مرگ اتفاق ميفته !!! اين داستان اوليه كه من مينويسم!
اميدوارم با نظراتتون من رو راهنمايي كنين. لينك فصلهايي كه نوشتم پايينه و فصل بعد رو هم پنجشنبه براتون مي زارم !!!
اونايي كه حال و حوصله ي دانلود كردن ندارند ، مي تونن داستان رو در
اين وبلاگ آنلاين بخونن.
اين هم لينك فصل ها ( روي فصل ها كليك كنيد و به صفحه ي دانلود برويد )
با نظراتون در مورد داستان به من كمك كنين !!! _________________ اگر دوست داريد ادامه اي بر داستان هري پاتر و قديسان مرگ بخونين به اين تاپيك سر بزنيد. (فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
این مطلب آخرین بار توسط grindelvald در چهارشنبه 12 تیر 1387 - 11:55 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
يه روز كامل نشستم و اين فصل رو نوشتم !!! الآن ساعت 12 ربع كمه كه ويرايش اين فصل تموم شده ! نمي دونم چرا ساعت پستم اشتباهه !!!
اميدوارم خوشتون بياد. ( روي لينك زير كليك كنيد تا به صفحه ي دانلود برويد )
كساني هم كه دوست دارن داستان رو آنلاين بخونن اينجا كليك كنند _________________ اگر دوست داريد ادامه اي بر داستان هري پاتر و قديسان مرگ بخونين به اين تاپيك سر بزنيد. (فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
grindelvald جان داستانت خیلی خوبه .البته داستانت در فصل اول یک مقداری گنگ و نامفهوم بود واتفاقا سریع توضیح داده شده بود .اما در کل در 2 فصل بعدی اتفاقا روال طبیعی خودشون رو طی میکنند و در مورد جوانب داستان هم به صورت مورد نیاز وکافی توضیح دادی. .
از بابت داستان زیبات ممنون. _________________
بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید
محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.سلام بر حسین (ع)
اميدوارم خوشتون بياد !!! _________________ اگر دوست داريد ادامه اي بر داستان هري پاتر و قديسان مرگ بخونين به اين تاپيك سر بزنيد. (فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
عضو شده در: 5 فروردین 1387
پست: 140
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
امتیاز: 589
مدالها: 0
مرحله : 10
میزان فعالیت:
9 / 230
4%
سرعت فعالیت:
110 / 110
100%
مانده تا مرحله بعد:
20 / 22
90%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 24 تیر 1387 - 17:12 عنوان:
دستت درد نکنه گریندوالد جان ولی بهتر نبود به جا هری یه نفر مثلا یکی از بچه هاش شخصیت اول داستان میشد؟؟؟
یا اون میزبان پیشگویی میشد؟؟
فک کنم اگر داستان از دید یه نوجوان باشه طرفداراش هم بیشتر میشه
البته این فقط یه نظر هست
عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1345
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 43 تشکر شده 28 بار در 27 پست
محل سکونت: والینور
امتیاز: 5947
مدالها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت:
583 / 2536
23%
سرعت فعالیت:
1211 / 1211
100%
مانده تا مرحله بعد:
65 / 104
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: چهارشنبه 26 تیر 1387 - 23:02 عنوان:
اینم فصل 5 با اجازه گریندوال جان
(فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.) _________________
You can pray to God
You can pray to Allah
You can pray to whomever
He will not hear you
your empty prayers
you embarrass yourself
like some infected junkie
you're searching for a fix
سلام به همگي!
ممنون به خاطر نظراتتون. واسه بروزرم يه مشكلي پيش اومده بود كه سايت رو باز نمي كرد ، واسه همين نتونستم فصل پنج رو اينجا بزارم. ممنون از لارتن جون به خاطر اينكه داستان رو اينجا گذاشت.
eragon گفت :
نقل قول:
بهتر نبود به جا هری یه نفر مثلا یکی از بچه هاش شخصیت اول داستان میشد؟؟؟
یا اون میزبان پیشگویی میشد؟؟
جوابش: نوشتن داستاني در مورد بچه هاي هري ، درسته كه جذابت خاص خودش رو داره ولي دلم نمي خواست داستان اولي كه مي نويسم بخوام يه سوژه ي اساسي رو بسوزونم. بيشتر دوست دارم يه نفر ديگه در مورد بچه هاي هري بنويسه !!!
فصل بعد هم تا آخر هفته تموم مي شه !!!
بازم از نظراي خوشكلتون ممنون ، _________________ اگر دوست داريد ادامه اي بر داستان هري پاتر و قديسان مرگ بخونين به اين تاپيك سر بزنيد. (فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)