چرا به - تاريخ- مي گويند "تاريخ"؟
اصطلاح و لغت "تاريخ" در چند معنا و مفهوم به کار مي رود. اولين نکته اي که شما بارها به کار برده ايد، مربوط به تقسيم بندي مهمي در تاريه فرهنگ و تمدن بشري است. آيا فکر کرده ايد که چرا "دوره ما قبل تاريخ" گفته مي شود و به کار برده مي شود و چه مفهومي دارد؟ آيا ماقبل خلقت و آفرينش انسان؟ آيا به معني قبل از آفرينش جهان هستي منطور است؟ و يا ...؟
به نظر شما "تاريخ" در "تقويم تاريخ" – برنامه هاي صدا و سيما و در مطبوعات – چه مفهومي دارد؟ و يا در اين سوال : "امروز چه تاريخي است؟" يا تاريخ امروز را بگوييد. نامه اي است به تاريخ و يا: در تاريخ (تواريخ – کتب تاريخ) آورده اند که ... و يا: در تاريخ زندگي او آورده اند که ...". و نظاير اين جملات و عبارات که کلمه تاريخ در مفاهيمي مختلف به کار برده مي شود.
مسلما توجه کرده ايد که در اولين موردي که در آغاز پاسخ نوشته شده، منظور خط و کتابت است. يعني دوره ما قبل اختراع و به کار بردن خط. يعني دوران سه گانه "سنگ (حجر)". همان دوران هاي ديرينه يا پارينه سنگي، ميان سنگي و دوران سنگ جديد که بشر در آستانه اختراع آفرينش خط قرار گرفت. مراحل پيشرفت و ابداع و اختراع خط تصويري از شي نگاري تا ايده نگاري و پيدايش الفبا را بايد در کتب مربوط به اختراع خط مطالعه نماييد. مسلما تصاويري از آن ها را در کتب راهنمايي و دبيرستاني (علوم انساني) ملاحظه نموده ايد. اختراع خط از مهمترين تحولات تمدن بشري است از تصويري تا الفبايي.
در بعضي معاني ديگر به مفهوم تقويم و گاه شماري (هر دو مربوط به علم نجوم)، قرارداد درباره مبدا محاسبه زمان حوادث، و در معاني ديگر به مفهوم زندگاني، شرح احوال و کتب مربوط به نگارش (نوشتن – خط) حوادث تاريخي به کار مي رود.
در علم تاريخ، "گذشته" مورد نظر است. آن چه نه حال است و نه آينده، و براي هر امري گذشته اي است. پس هر امري "تاريخ" دارد. مانند تاريخ پيدايش زمين، تاريخ خلقت انسان، تاريخ فرهنگ و تمدن بشر و يا يک ملت، کشور و مردم خاص که نام مي برده مي شود.در موضوعات مانند: تاريخ ايران باستان، تاريخ انقلاب فرانسه، تاريخ ورود اسلام به ايران، تاريخ انقلاب مشروطيت، تاريخ انقلاب اسلامي، و نظاير آن. يا براي اشخاص: تاريخ زندگاني پيامبر اسلام، تاريخ پزشکي، تاريخ ادبيات، و نظاير آن که براي هر شخصيت مثبت و منفي مي توان به کار برد.
در علم تاريخ به صورت علت و معلولي کشف علل حوادث و اثبات رابطه علت و معلولي حوادث سخن گفته مي شود. يعني کاربردها و نتايج علم و روش علمي مورد نظر است.
در اصطلاح معمول و رايج وقتي کلمه و اصطلاح تاريخ را به کار مي بريم، منظور تاريخ زندگي بشر اوليه تا کنون است که بايد دوره و مقطع آن را مشخص نماييم. يعني منظور همان تاريخ انسان (بشر) است در دوره مورد نظر زماني که کلي مي گوييم، کليه اجزا و عناوين فرعي نيز مورد نظر است مگر تفکيک نماييم. مانند: تاريخ ايران در دوره قاجار يا هر دوره ديگري که شامل تاريخ سياسي، اجتماعي، اقتصادي و نظاير آن مي باشد، مگر تفکيک و شاخص نموده و به ساير عناوين کمتر پرداخته شود و يا اصلا پرداخته نشود. البته تاريخ سياسي – حتي مختصر- لازم است. نمي توان تاريخ ادبيات نوشت و يا بيان کرد، اما به تاريخ سياسي توجه نداشت.
دوست عزيز حتما به لغت نامه دهخدا به لغت "تاريخ" مراجعه نماييد.