اي واييييييييييييييييييييييييييي پس اين داستان چي شد .
ما بايد تاكي صبر كنيم تا شما داستان رو بديد .
زززززززززززززززززوووووووووووووووووددددد باش ديگه اسنيپ جان. _________________
بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید
مثل شقایق زندگی کن کوتاه اما زیبا مثل پرستو کوچ کن فصلی اما هدفمند مثل پروانه بمیر ..... دردناک ولی عاشق .
سلام
نمی خواستم نظر بدم.
اما گفتم بهتره بگم.
فردا میذارم
بای
_________________ (فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
عضو شده در: 17 اردیبهشت 1387
پست: 249
آغازگر 26 تاپيك
تشکر: 6 تشکر شده 15 بار در 12 پست
امتیاز: 2892
مدالها: 0
مرحله : 14
میزان فعالیت:
51 / 426
12%
سرعت فعالیت:
203 / 203
100%
مانده تا مرحله بعد:
25 / 33
75%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: جمعه 27 اردیبهشت 1387 - 12:27 عنوان:
مادربست مخلصیم سیناجان اعتراف کن از تحدیدم ترسیدی . ..............................
گریه نکن خفت نمیکنم البته شاید نظرم عوض بشه اگه بدقوت بشی
قربان همه بچه های گل بای _________________ [سخاوت را ازکویربیاموزیم که دریا بودنش را به گرمای خورشید بخشید
سلام دوستان خوب هستید.
اگه از احوال ما می پرسید که ای بدک نیستیم.اول خوشحالم که نویسنده های قدیمی دارن بر می گردن و بازم داستان های قدیمی ادامه پیدا می کنه.داستانهایی که مطمئنا برای همه جذابیت داره ،داستان هایی مثل داستان گودریک و چهار وارث.خوب اومدم فصل رو بدم و برم........برم .......توی این چند روز خیلی برای نوشتن وقت گذاشتم که لااقل وقتی می خوام خداحافظی کنم لااقل یک فصل از داستان رو داده باشم.امیدوارم که خوشتون بیاد.خوب خبر تفضیلی وکامل رو در انتهای داستان دادم برای همین هم دیگه حرف نمی زنم.
خوب اینم فصل جدید:
(فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
برام دعا کنید که واقعا محتاج دعا هستم.
خوب دیگه خداحافظی نمی کنم،فقط میگم به امید دیدار _________________ (فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)