عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك
تشکر: 174 تشکر شده 268 بار در 205 پست
محل سکونت: قلب پروانه
امتیاز: 27284
مدالها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت:
19919 / 19919
100%
سرعت فعالیت:
9406 / 9406
100%
مانده تا مرحله بعد:
436 / 454
96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: سهشنبه 16 بهمن 1386 - 20:26 عنوان:
بله دوست عزيز قابل شمارو نداره....
تو اون شام مهتاب كنارم نشستي
عجب شاخه گلوار به پايم شكستي
قلم زد نگاهت به نقش ﺁفريني
كه صورتگري را نبود اين چنيني
پريزاد عشق رو مهاسا كشيدي
خدا رو به شوق تماشا كشيدي
تو دونسته بودي چه خوش باورم من
شكفتي و گفتي از عشق پرپرم من
تا گفتم كي هستي
تو گفتي يه بي تاب
تا گفتم دلت كو
تو گفتي كه درياب
قسم خوردي بر ماه كه عاشق تريني
تو يه جمع عاشق تو صادق تريني
همون لحظه ابري رخ ماهو ﺁشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت!!!!!!!
گذشت روزگاري از اون لحظه ي ناب
كه معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به يادت شكستم
تو از اين شكستن خبر داري يا نه؟
هنوز شور عشقو به سر داري يا نه؟
تو دونسته بودي چه خوش باورم من
شكفتي و گفتي از عشق پرپرم من
تا گفتم كي هستي
تو گفتي يه بي تاب
تا گفتم دلت كو
تو گفتي كه درياب
قسم خوردي بر ماه كه عاشق تريني
تو يه جمع عاشق تو صادق تريني
همون لحظه ابري رخ ماهو ﺁشفت
به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت!!!!!!!!
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري
هنوزم تو شبهات اگه ماهو داري من اون ماهو دادم به تو يادگاري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري
من اون ماهو دادم به تو يادگاري.......................................
_________________
اشـــــتباه نكنيد
پروانه شب سياه نيست،
اينگونه تصوّرش كنيد:
همرنگ تنها روزنه اميد شما
در تاريكي شبهاي تيره
همشكل آرزوهاي زيباي شماست
بر لوح طلايي دفتر زندگي
هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
(نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
نـوازشــم کــن و بـبـیــن
عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو
دریـــای پــر تـلاطــمــم
گـریه نمی کنم نـــرو
آه نمی کـشـم بشین
حرف نمی زنـم بمـون
بغض نمی کنم ببیـن _________________
اشـــــتباه نكنيد
پروانه شب سياه نيست،
اينگونه تصوّرش كنيد:
همرنگ تنها روزنه اميد شما
در تاريكي شبهاي تيره
همشكل آرزوهاي زيباي شماست
بر لوح طلايي دفتر زندگي
هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
(نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )