عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك
تشکر: 174 تشکر شده 268 بار در 205 پست
محل سکونت: قلب پروانه
امتیاز: 27284
مدالها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت:
19919 / 19919
100%
سرعت فعالیت:
9406 / 9406
100%
مانده تا مرحله بعد:
436 / 454
96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: جمعه 23 آذر 1386 - 15:52 عنوان:
دل دیوانه
دل من یک دیوانه است
دل من ساده تر از لبخند است
دل من گاهی می گرید و گاهی می شکند
و گاه در میان وسیعترین لحظات تنگ می شود
گاهی می خندد و شادی اش، چشمانم را به حجله اشک می برد
و گاه از ته دل می گرید و گریه هایش مرا به خنده می اندازد
دل من دیوانه است .
گاه به فرهاد می اندیشد و گاه به سهراب
کاه سرخ است و گاه آبی
و اگر نخواهد آبی بماند ، زردی دستان پائیزی
تمام ذهنش را به سبزه می نشاند
دل من گاه عاشق می شود
شمع های دلش را روشن می کند
و از شیرینی فرهاد نقش بر بیستون خیال می زند
و همین جاست که همه می فهمند
او یک دیوانه است . _________________
اشـــــتباه نكنيد
پروانه شب سياه نيست،
اينگونه تصوّرش كنيد:
همرنگ تنها روزنه اميد شما
در تاريكي شبهاي تيره
همشكل آرزوهاي زيباي شماست
بر لوح طلايي دفتر زندگي
هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
(نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك
تشکر: 174 تشکر شده 268 بار در 205 پست
محل سکونت: قلب پروانه
امتیاز: 27284
مدالها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت:
19919 / 19919
100%
سرعت فعالیت:
9406 / 9406
100%
مانده تا مرحله بعد:
436 / 454
96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: جمعه 23 آذر 1386 - 15:53 عنوان:
عشق
مشکلی نیست که عشق ناتوان از غلبه بر آن باشد
دردی نیست که عشق ناتوان از درمان آن باشد
دری نیست که عشق ناتوان از گشودن آن باشد
دیواری نیست که عشق ناتوان از فروریختن آن باشد
گناهی نبیت که عشق ناتوان از شستن آن باشد
مهم نیست که عم تاکجا ریشه دوانده باشد
تا کجا افق تیره و تار می نماید ؟!
گره زندگی تا کجا کور است و بهم پیچیده
اشتباه تا کجا بزرگ می نماید
درک کافی از عشق نوش داروی تمام اینهاست
اگر توانی چنانکه باید عشق بورزی
شادترین و تواناترین موجود جهان خواهی بود _________________
اشـــــتباه نكنيد
پروانه شب سياه نيست،
اينگونه تصوّرش كنيد:
همرنگ تنها روزنه اميد شما
در تاريكي شبهاي تيره
همشكل آرزوهاي زيباي شماست
بر لوح طلايي دفتر زندگي
هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
(نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك
تشکر: 174 تشکر شده 268 بار در 205 پست
محل سکونت: قلب پروانه
امتیاز: 27284
مدالها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت:
19919 / 19919
100%
سرعت فعالیت:
9406 / 9406
100%
مانده تا مرحله بعد:
436 / 454
96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: جمعه 23 آذر 1386 - 15:57 عنوان:
شقایق
آمدنت آتشی از عشق در نهانم انداخت
می خواهم از تو بگویم
از تو که معصومیت زلال زندگی ، آری
شاهکارر احساس خلقت انسانی
از تو که شبنم احساس ، بر برگ دلت می درخشد
از تو که ....
آخر چه بگویم ، زمانی که سهراب گفت :
تا شقایق هست زندگی باید کرد
آری ،
زندگی رسم خوشایندی است _________________
اشـــــتباه نكنيد
پروانه شب سياه نيست،
اينگونه تصوّرش كنيد:
همرنگ تنها روزنه اميد شما
در تاريكي شبهاي تيره
همشكل آرزوهاي زيباي شماست
بر لوح طلايي دفتر زندگي
هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
(نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك
تشکر: 174 تشکر شده 268 بار در 205 پست
محل سکونت: قلب پروانه
امتیاز: 27284
مدالها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت:
19919 / 19919
100%
سرعت فعالیت:
9406 / 9406
100%
مانده تا مرحله بعد:
436 / 454
96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: جمعه 23 آذر 1386 - 15:58 عنوان:
تقدیم به .....
چه سرنوشت مشابهی
بعداز رفتنم خواهی گفت
در این بن بست سیاهی ها
سهم ستاره
سوختنی با سخاوت بود
و سهم من
اسمی که در دلت به خاموشی نشست _________________
اشـــــتباه نكنيد
پروانه شب سياه نيست،
اينگونه تصوّرش كنيد:
همرنگ تنها روزنه اميد شما
در تاريكي شبهاي تيره
همشكل آرزوهاي زيباي شماست
بر لوح طلايي دفتر زندگي
هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
(نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )