بچه هاي ايروني :: مشاهده موضوع - يك تكه شعر......
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدال‌ها
مدال‌ها
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
كاربران گرامي اگر مطلبي مورد استفاده شما قرار گرفت و قصد تشكر از آن را داريد، خواهشمنديم به جاي ارسال پست بي مورد از كليد استفاده كنيد.
فهرست بچه هاي ايروني » خواندنيها

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
يك تكه شعر...... رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... 39, 40, 41, 42  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 3 مرداد 1387 - 12:20    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

قسمت شده من همیشه مشکل بخرم
مجموعه ای از بلایِ کامل بخرم
امروز به قصابیِتان آمده ام
تصمیم گرفته ام کمی دل بخرم....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 3 مرداد 1387 - 12:21    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

آواره ی بی شمار دارد چشمت
نیشی که شبیهِ مار...! دارد چشمت
یک روز شدم فدات حالا دیگر
با مرده ی من چه کار دارد چشمت؟؟؟

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 3 مرداد 1387 - 12:22    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

این بار اگر مزاحمِ دل بشوی
کاری بکنم که آنِ در گل بشوی
ای بچه ی پیر! ای عشق! ببین!
باید که از این به بعد عاقل بشوی....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
2fane-meh
پیشتاز انجمن
پیشتاز انجمن


عضو شده در: 27 دی 1386
پست: 3995
آغازگر 18 تاپيك

تشکر: 47
تشکر شده 27 بار در 23 پست



امتیاز: 44465

مدال‌ها: 0
مرحله : 47
میزان فعالیت: 7999 / 7999  
 100%
سرعت فعالیت: 3803 / 3803  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 167 / 234  
 71%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 3 مرداد 1387 - 15:53    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دستم بگیر دستم را تو بگیر التماس دستم را بپذیر



درمانی باش پیش از آنکه بمیرم



آوازی باش پرواز اگرکه نیست همدردی باش همراز اگر که نیست



آغازی باش تا پایان نپذیرم



گلدانی باش گلزار اگر که نیست دلبندی باش دلدار اگر که نیست



سبزینه باش با فصل بد وپیرم



از بوی تو چون پیراهن تو آغشته شد جانم با تن تو



آغوشی باش تا بوی تو بگیرم



لبخندی باش در روز وشب من در هم شکست از گریه لب من



بارانی باش بر این تشنه کویرم



آهنگی باش در این خانه بپیچ پژواکی باش از بگذشته که هیچ



آهنگی نیست در نائی که اسیرم



آوازی باش پرواز اگر که نیست همدردی باش همراز اگر که نیست



آغازی باش تا پایان نپذیرم

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 00:12    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گفتی که به احترام دلم باران باش
باران شدم و بروی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی ستاره شو دلی روشن کن
من هم چو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تو را به ساحل دیدم

گفتی که...........

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 00:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

کاهش جان تو من دارم و من می دانم
که تو از دوری خورشید چه ها می بینی

تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من
سر راحت ننهادی به سر بالینی

هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک
تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی

همه در چهره مهتاب غم از دل شوید
امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی

من مگر طالع خود در تو توانم دیدن
که تو هم آینه بخت غبار آگینی

باغبان خار ندامت به جگر می شکند
برو ای گل که سزاوار همان گلچینی

نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید
که کند شکوه ز هجران لب شیرینی

تو چنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد
ای پرستو که پیام آور فروردینی

شهریارا اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 00:14    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

شبه رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره
واسه هرکسی که میگم قصه شو، آتیش میگیره
دل من یه دنیا خون بود چشم تو یه دنیا تردید
آخرین لحطه نگاهت غصه داشت باز ولی خندید


شب رفتنت یه ماهی، توی خشکی رفت و جون داد
زلزله خیلی دلا رو اون شب از غصه تکون داد
غما اون شب شیشه های خونه رو زدن شکستن
پا به پام عکسای نازت اومدن تا صبح نشستن

تو چرا از اینجا رفتی؟ تو که مثل قصه هاای
گلم از چه چیزی باشه نه بدی نه بی وفاای
شب رفتنت نوشتی شدی قربونی تقدیر
نقره اشکای من شد دور گردنت یه زنجیر

شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکی بودن
قحطی سفیدیا بود همه انگار مشکی بودن
شب رفتنت که رفتی گفتی دیگه چاره ای نیست
دیدم اون بالا ها انگار عکس هیچ ستاره ای نیست

شب رفتن تو یاسا دلمو دلداری دادن
اونا عاشقن ولی کم تنها نیستن که، زیادن
بارون اون شب دستشو از سر چشمام بر نمی داشت
من تا می خواستم ببارم هر کسی میدید نمیذاشت

شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت
اون که واسم همه چی بود، آره تنها یادگارت
سرنوشت ما یه میدون زندگی اما یه بازی
پیش اسم ما نوشتن حقته باید ببازی

شب رفتن تو خوندن واسه من همه لالایی
یکی میکفت که غریبی یکی میگفت بی وفاای
شب رفتن تو ابرا واسه گریه کم آوردن
آشنا ها برای زخم باز شدم مرهم آوردن

شب رفتن تو تسبیح از دست گلدونا افتاد
قلب آرزوهام انگار واسه همیشه ایستاد
شب رفتن تو غربت، جای اون جا اینجا پیچید
دل تو، بدون منظور رفتو خوشبختیمو دزدید

شب رفتن تو، دیدم یکی از قناریا مرد
فرداش اما دست قسمت اون یکی هم با خودش برد
شب رفتن تو، چشمات راست راستی چه برقی داشتن
این همه آدم چرا من؟ پس با من چه فرقی داشتن؟

شب رفتنت پاشیدم همه اشکام تو کوچه
قولت رو آروم گذاشتم پیش قرآن لب تاخچه
شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن
پیش شاعرا که دائم از مسافر مینویسن

شب رفتن تو دیدم تا که غم نیاد سراغت
هیچ زمون روشن نمیشه واسه کسی چراغت
شب رفتن تو دیدم خیلی غمای شاعر
روی شیشه مون نوشتم میشینم به پات مسافر



برو تا همه بدونن سفر هم اونقدا بد نیست
واسه گفتن از تو اما هیچکی شاعری بلد نیست....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 00:16    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

یادمه اولین روز، گونه هامو تر کردید
وقتی دیدید دیوونم، حرفامو باور کردید
خیالتون راحت شد، که بی شما میمیرم
محبتو از اون وقت، کمتر و کمتر کردید
گفته بودید با من ید، حتی اگه نباشم
کلاغ خبر میاورد، شبو با کی سر کردید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
نمی دونم شعرامو، واسه چی از بر کردید

از هرجا می گذشتید، گل به پاتون می ریختم
شما به جاش تو قلبم، هزار تا خنجر کردید
عزیز بودید فراوون، زجرم دادی چه آسون
وجودتونو با زجر، واسم عزیزتر کردید
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
پیش هزار تا شاهد، دستم انگشتر کردید؟

چه روزایی که شونه ام، پناه اشکاتون شد
رو زانوای خسته ام، خستگی رو در کردید
انگار خوشی نمی خواست، من مزه شو بفهمم
یه روز که گل می دادم، نداده پرپر کردید
چیزی نبود تا اون روز، آروم بودیمو خوشبخت
تمام این کارا رو، اون روز آخر کردید
پس نذرامون چی میشه؟
پس نذرامون چی میشه؟ حتماً به یادتون نیست
واسه ضریح آقا، نذر کبوتر کردید

حق با شماست من کجا، شما کجا و تقدیر
میوه خوشبختی رو، همیشه نوبر کردید
من که چیزی نگفتم، که دلتون گرفته
این اولین باره که، شما با من قهر کردید
همون کلاغه می گفت، یه جا شما رو دیده
انگشترو تو دستِ، یک کس بهتر کردید
من که پسش ندادم، دادم به همسایتون
گفتم دیگه درست نیست، شما ما رو ترک کردید

یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم برگردید ....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 15:57    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

اسمت را برای دلخوشی می خوانم

دلت را برای عاشقی می خواهم

صدایت را برای شادابی می شنوم

دستت را برای نوازش می خواهم

و پایت را برای همراهی می خواهم

عطرت را برای مستی می بویم

خیالت را برای پرواز می خواهم

و خودت را نیز برای پرستش....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 16:01    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

غریبه ای یه وقت نیاد

صدای عشقمو نخواد

یا توی خلوت دلم

بدون دعوتی نیاد

دلم میخواد نبینمش

اون روزی که گریه میاد

آهسته آهسته میگم

کسی ازم بدش نیاد

از غم و غصه نمی گم

یه وقت صدایی در نیاد

گفته شده شادی کنم

از گریه ام هیچ نشه یاد

گفتن اگه زاری کنم

می برنم زودی زیاد

ای خدا زاری می کنم

تا خنده رو بدی بم یاد

گریه نباید بکنم

تا گریه هست خنده نیاد

بدون گریه نتونم

به این میگن یه اعتیاد

بدون گریه داغونم

با گریه هام نفس میاد

خدا دارم تموم میشم

انگار بردی منو ز یاد

منم دارم حروم می شم

خاطره هام رفته به باد

هیچکی بهم امون نداد

جواب عشقمو نداد

آدمک رفته به باد

ندای عشقشو سر داد

اون که همش گریه می کرد

گریه هاشم نموند به یاد

گریه شده بود خنده هاش

به خنده هاش گریه می داد

این آدم غمگین ما

جز گریه هیچ نداره یاد

تو این غمو غصه ی سرد

خنده برام شده یه درد

نمی تونم خنده کنم

بهم بگین آدم بد

اونا بهونه می کنن

گریه رو بم زهرمی کنن

چرااونا نمی دونن

اینجا فقط یه مهمونن

غریبه ای یه وقت نیاد

صدای عشقمو نخواد

یا توی خلوت دلم

بدون دعوتی نیاد....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 16:02    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

امشب دلم تنگه ...

غصه مثل سنگه

این حرف یه دلتنگه

این عشق بی رنگه

عاشقی برام ننگه

عشق تو زندگیم لنگه

دلت مثل سنگه

انگار دوست داشتنم واست ننگه

حرف میزنی با خنده

اینجوری فکر میکنی میشی برنده

تو هستی آدم یه دنده

لجبازیتم هست فقط واسه بنده

این کارا شده زننده

فقط بهت میگن آدم یه دنده

حرفای هر شبت یه رنگه

بازم میکنی بهم خنده

آخرم میشی برنده

انگار دوست داشتنم واست ننگه....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
2fane-meh
پیشتاز انجمن
پیشتاز انجمن


عضو شده در: 27 دی 1386
پست: 3995
آغازگر 18 تاپيك

تشکر: 47
تشکر شده 27 بار در 23 پست



امتیاز: 44465

مدال‌ها: 0
مرحله : 47
میزان فعالیت: 7999 / 7999  
 100%
سرعت فعالیت: 3803 / 3803  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 167 / 234  
 71%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 4 مرداد 1387 - 20:19    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

عمرم به تلخی تلخی ها گذشت

پیر شد دلم ، به سردی ایام شکست.

در فکر آرزوهای فردا سیر کردم

لحظه ها را فدای باورهای ساده ام کردم

فردا از راه رسید و در حسرت دیروز نشستم

کی آمد و کی رفت؟

مقصود نیافتم!

غم دوستان ،خنده ی ایام دیدم

عمرم بگذشت و به آخر رسید کارم

عجبم نیست که افسوس به کامم آمد

گردش ایام دیدم و کس نیامد به دیدارم

با وحشت تنهایی زندگی کردم

روزها به سر آمد و شب ها ناله کردم

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232