عضو شده در: 18 فروردین 1387
پست: 1472
آغازگر 2 تاپيك
تشکر: 35 تشکر شده 16 بار در 13 پست
امتیاز: 1512
مدالها: 0
مرحله : 32
میزان فعالیت:
1431 / 2753
52%
سرعت فعالیت:
1314 / 1314
100%
مانده تا مرحله بعد:
88 / 111
79%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1387 - 12:17 عنوان:
جیمز عزیز ، ممنون که فصل جدید رو گذاشتین ...
امیدوارم کنکورتون رو خوب داده باشین ، تو درساتون هم موفق باشین
ولی اونقدر دیر شده که تمام داستان یادم رفته باید از فصل اول دوباره شروع کنم ...
دیگه از ادامه داستان ناامید شده بودم
بازم ممنون که فصل جدید رو دادین تا یه انگیزه واسه مرور فصل های قبلی پیدا کنم
فعلا برم بخونم ... حتما میام و نظر میدم
عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1345
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 43 تشکر شده 28 بار در 27 پست
محل سکونت: والینور
امتیاز: 5947
مدالها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت:
583 / 2536
23%
سرعت فعالیت:
1211 / 1211
100%
مانده تا مرحله بعد:
65 / 104
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1387 - 14:59 عنوان:
دستت درد نکنه
اگه اجازه بدی اینو تو دنیای جادوگری هم بزارم
مثل دفعه قبل که خودم گزاشتم _________________
You can pray to God
You can pray to Allah
You can pray to whomever
He will not hear you
your empty prayers
you embarrass yourself
like some infected junkie
you're searching for a fix
عضو شده در: 17 اردیبهشت 1387
پست: 266
آغازگر 10 تاپيك
تشکر: 20 تشکر شده 41 بار در 24 پست
محل سکونت: اصفهان
امتیاز: 3890
مدالها: 0
مرحله : 15
میزان فعالیت:
48 / 488
10%
سرعت فعالیت:
233 / 233
100%
مانده تا مرحله بعد:
9 / 35
25%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1387 - 22:46 عنوان:
داستانت رو خوب داری ادامه میدی
منتظر فصل بعد هستم
larten نوشته است:
دستت درد نکنه
اگه اجازه بدی اینو تو دنیای جادوگری هم بزارم
مثل دفعه قبل که خودم گزاشتم
داره اساس کشی میکنه به یه سرور دیگه _________________ از دوستانی که علاقه مند به عضویت در تیم نقد سایت هستند خواهشمندم به من یه پیام خصوصی مبنی بر عضویت در تیم نقد بزنند **************************************************************
یه پیر خردمند میگفت : این انتخابهای ما هستند که سرنوشت مارو مشخص میکنند
بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید
براي خوندن داستان بسيار زيباي فاينال فانتزي 8 به لينك زير مراجعه فرماييد
(فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1345
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 43 تشکر شده 28 بار در 27 پست
محل سکونت: والینور
امتیاز: 5947
مدالها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت:
583 / 2536
23%
سرعت فعالیت:
1211 / 1211
100%
مانده تا مرحله بعد:
65 / 104
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 17 تیر 1387 - 06:12 عنوان:
می زارم اساساش تموم شه بعد من می رم اونجا
------------------------------------------------------------------
اسباب کشی تموم شد برو
(فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
راستی جیمز چی شد؟ _________________
You can pray to God
You can pray to Allah
You can pray to whomever
He will not hear you
your empty prayers
you embarrass yourself
like some infected junkie
you're searching for a fix
فصل رو خوندم. طبق معمول جالب و قشنگ بود. و اما نقد.....
تنها چيزي كه به ذهنم ميرسه اينه كه چرا هري وسط اين گير و دار كه قراره ولدمورت برگرده كار مهمي مثل تحقيق در اين زمينه رو سپرده به رون و خودش رفته دنبال سيريوس؟؟؟
يعني قبول دارم كه پيدا كردن سيريوس هم مهمه ولي اولا الان هري چندين ساله كه فرصت اين كارو داشته اونوقت درست همين حالا كه مهمترين و حساس ترين قضيه كه همون بازگشت ولدمورت باشه داره اتفاق ميافته همه رو ول كرده به امون خدا و فقط چندتا اسباب بازي براي رون گزاشته و خودش داره ميره؟؟؟
نكته دوم: توي فصل 30 درباره شمشير آينا گفتي كه براي بلند كردنش بايد از شمشير بخواي تا بهت قدرت بلند كردنش رو بده اما هري به رون گفت كه احتمالا تو رو قبول نميكنه چون خودت يه شمشير داري. با اين حال توي اين فصل گفتيد كه هري شمشير رو براي استفاده رون گذاشت.
نكته سوم هم اينكه چطوري هري به اين راحتي به كيت قول ميده كه هميشه كنارش باشه؟؟؟ اولا كه با اومدن ولدمورت خودش از زنده بودن خودش هم مطمئن نيست دوما كه هري براي دقيقه دقيقه ي وقتش كار و برنامه داره اونوقت به اين راحتي توي اين زمان خطرناك كه ممكنه جون كيت هم مثل جيني در خطر بيفته اون رو وارد ماجرا ميكنه و بهش هم ميگه بهت قول ميدم هميشه كنارت باشم؟؟؟؟
البته انصافي قسمتهاي قشنگ زيادي هم از نوع اكشن و هم از نوع عاطفي توي اين فصل بود. منتظر فصل بعد هم هستيم.
با سلام خدمت جیمز عزیز .....
از بابات اینکه دو باره شما دارید این داستان رو ادامه میدید بسیار خوشحال شدم. (چقدر کتابی حرف زدم )
خوب بریم سر نقد داستان خوب این طور که معلومه سپید عزیز همه رو بیان کردن من هم کاملا بانظرات ایشون موافقم.
ودیگه اینکه امیدوارم داستان قشنگتون رو سریعتر از دفعه های قبلی بدید ممنون . _________________
بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید
محرم، ماه ایثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.سلام بر حسین (ع)
دنياي جادوگري چند روزيه كه داره هاست عوض ميكنه و يكي دوبار آدرسش عوض شده ولي الان آدرسش اينه.
(فقط كاربران عضو ميتوانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)
عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1345
آغازگر 8 تاپيك
تشکر: 43 تشکر شده 28 بار در 27 پست
محل سکونت: والینور
امتیاز: 5947
مدالها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت:
583 / 2536
23%
سرعت فعالیت:
1211 / 1211
100%
مانده تا مرحله بعد:
65 / 104
62%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: سهشنبه 18 تیر 1387 - 14:08 عنوان:
خوب سپید من یه بار دیگه فصل رو نگاه کردم ببین این جوابا قانعت می کنه یا نه
در مورد سیریوس احتمالا اون بهانس و هری برای پیدا کردن منبع اصلی قدرت ولدی به یه بعد دیگه رفته که ببینه چیزی دستگیرش میشه یا نه در ضمن سیریوس رو هم در کنار اون پیدا کنه
دوم احتمالا آینا به کیت میرسه نه رون تازه گفتش براتون می زارم نه برات میزارم که منظورش رون باشه
آخر اینکه وقتی کیت قدرتشو پیدا کنه اونم یه جادوگر میشه و طبق گفته اون چوبدستی فروش جادوگر قدرتمندی هم و همین طور وقتی هری به آسمون نگاه کرد احتمالا کیت یه نقش خیلی اساسی باید تو کشتن ولدی داشته باشه
راستی جیمز تو جاودانه ساز ها رو فراموش کردی؟ اصلا بعد از آموزش هری اون به دنبالشون نرفته
اگه می تونی اطلاعات بیشتری در مورد حیوان درونی هری بده
خوب موفق باشی
فصل بعد رو کی میدی _________________
You can pray to God
You can pray to Allah
You can pray to whomever
He will not hear you
your empty prayers
you embarrass yourself
like some infected junkie
you're searching for a fix