پشتیبانی از تمام نیوک های ارائه شده، انواع مد، ماژول، بلوک و امکانات دیگر در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
بچه هاي ايروني :: مشاهده موضوع - غمكده
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدال‌ها
مدال‌ها
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
كاربران گرامي اگر مطلبي مورد استفاده شما قرار گرفت و قصد تشكر از آن را داريد، خواهشمنديم به جاي ارسال پست بي مورد از كليد استفاده كنيد.
فهرست بچه هاي ايروني » گفتگوي آزاد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
غمكده رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... 27, 28, 29, 30, 31  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 22 خرداد 1387 - 14:58    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تنهايي بگو چگونه اسمت را بنويسم؟ وقتي اشک نمي گذارد اسمت را به همراه ستاره مي نويسم چون مرا به ياد شبهاي تارعشق مي اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقي را؟ بگو چگونه بعد از اين تحمل کنم لحظات تنهايي را؟ با نوشتن تنهايي گريه ام مي گيرد چه برسد به اينکه تنهايم بگذاري بگو چگونه احساسم رابنويسم که ديگر دلم از تنهايي و بدون تو بودن خسته شده....؟!!
_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 22 خرداد 1387 - 22:57    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چه بنویسم وقتی دستانم توان نوشتن ندارد . با بغض هایی که راه گلویم را بسته چگونه فریاد برآورم ؟ فریاد برآورم و بگویم خسته ام ! کاش می توانستی این همه غم و اندوه را در چشمانم ببینی . کاش رویت را بر نمی گرداندی ... کاش در چشمان من نگاه می کردی و دردم را می دیدی . کاش می فهمیدی دنیایی از اندوه در دل . و هزاران حرف نگفته بر لب و دریایی از اشک بر دیده داشتم ... می دانم هیچ چیز تغییر نخواهد کرد اما هر روز تلاش می کنم هر روز کمی سخت تر از دیروز ... خدایا ! کمکم کن ...
_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 23 خرداد 1387 - 09:28    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

امشب به چشمک ستارگان که از اعماق آسمان نثارم می کنند می نگرم



اما هیچ اثری از عشق در چشمک نورانی آنان نمی یابم



امشب دلم گرفته است و حتی درخشش ماه هم نمی تواند مرهمی برای قلب شکسته ام باشد



امشب سیاهی آسمان با سیاهی چشمانم یکی شده است و



قطرات باران که نرم نرمک بر بام گونه هایم می بارند و مرگ عشق را یاد آور می شوند



امشب بوسه ستارگان بر لبان معشوق دردی از عشق نمی کاهد



نمی دانم چرا امشب هوا بوی مرگ می دهد



نمی دانم چرا امشب نسیم عشق را بر گونه هایم حس نمی کنم



امشب از عشق خالیست و من هنوز نمناکی گونه هایم را احساس می کنم



واین بار گریه آسمان هم با من همراه شده است و



صدای باریدن آن بر گونه های زمین به صراحت به گوش می رسد



من و باران و شب و آسمان یکی شده ایم و



همگی به حال عشق و عاشقان به قداست عشق می گرییم و



امشب صدای گریه من و آسمان در طبیعت طنین انداز شده است و



سکوتی که مرگ عشق حاکم کرده است می شکند ...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 24 خرداد 1387 - 00:29    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

انجا که باغ در اسارت پائیز بود بهار آمد با هیاتی از شکوفه های رنگین تا
.باغ را به جشن شکوفایی ورقص شاپرکها دعوت مینمود
جویباران به حمایت درختان تشنه میشتافتند تا شاهد بردن برگهای نیمه جان به گورستان مرداب نباشند
چشم شقایق نگران شکفتن گلها بود که مبادا توسن تگرگ در رگ انها بتازد
فصل هم آغوشی را به حصار تنگ خاموش مبدل سازد
بهار آمد تا پرندگان تبعیدی رابه دیار خویش باز گرداند و بر فراز طلیعه اولین نور زندگی را آغاز نمایند
تو با منی مثل نفس سایه به سایه قدمهایم مثل گوشواره به گوشه بادبادکهایم
وقتی که هستی تا آخر زمستان بدون چتر در باران میروم وبی رنگی های روزهایم را با مداد رنگیهای یاد تو رنگ میزنم
شعرا میگویند هر تار موی تو به اندازه یک قصیده است طفلکی شانه سر کور شد بس در شب سفر کرد

وقتی که تو نیستی جدول متقاطع تنهائیم را با گری واه ودرد پر میکنم انگار زمستان است وچترام را در باران گم کرده ام
وقتی که تو نیستی انگار زمستان است و چتر ام را در باران گم کرد ه ام
وبرای همیشه چشمانم را با باران گیاه پیوند میزنم
وقتی که تو نیستی گریه را بهانه میکنم
وبا حنجره خونین فریاد میزنم با اولین ملامت تو درد من اغاز میشود
ای دشت سوخته من بمیرم برای تو که در حریم اندیشه ات سراب تجلی میکند...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 24 خرداد 1387 - 10:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دل من
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند يک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ي تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت يک پرده تور
که تو هر روز آن را
به کناري بزني
دل من ساکن ديوار و دري
که تو هر روز از آن مي گذري
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه يک باغچه بود
که تو هر روز به آن مي نگري
دل من را ديدي؟
ساکن کفش تو بود...
يادت هست؟!!

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 24 خرداد 1387 - 18:08    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

واي چقدر قشنگ بودن
مخصوصا اين:

چه بنویسم وقتی دستانم توان نوشتن ندارد . با بغض هایی که راه گلویم را بسته چگونه فریاد برآورم ؟ فریاد برآورم و بگویم خسته ام ! کاش می توانستی این همه غم و اندوه را در چشمانم ببینی . کاش رویت را بر نمی گرداندی ... کاش در چشمان من نگاه می کردی و دردم را می دیدی . کاش می فهمیدی دنیایی از اندوه در دل . و هزاران حرف نگفته بر لب و دریایی از اشک بر دیده داشتم ... می دانم هیچ چیز تغییر نخواهد کرد اما هر روز تلاش می کنم هر روز کمی سخت تر از دیروز ... خدایا ! کمکم کن ...

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 25 خرداد 1387 - 13:23    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تو میان دست هایت سبدی شکوفه داری

تو میان خنده هایت گل و سبزه می گذاری

تو چه معنی لطیفی توچه ابی وزلالی

تو بشکل قرص ماهی تو اصیل و بی مثالی

تو با دست عاشقونه برام از عشق نوشتی

تو با اون نگاه زیبات بدلم شکوفه کاشتی

تو که در سرای قلبم جای پاهای تو مونده

تویی اون شراره عشق که وجودم و سوزونده

تو با لبخنده قشنگت بدلم امید دادی

تو با اون صدای نازت بدلم نوید دادی

تو با لبهای نجیبت واسه من ترانه خوندی

تو با چشمای عزیزت چهره غم و پوشوندی

تو با ابروی کشیده تیرو پیکانی چکوندی

دل نازکم شکستی اشکای من و چکوندی

تویی اون عزیز جانم که بتو امید دارم

مکن انوع کز غم تو سر بدشت و کو گذارم...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 2 تیر 1387 - 23:24    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

یاد نگاه تو مرا می کشد
چهره ماه تو مرا می کشد
طاق دو ابروی تو دل می برد
چشم سیاه تو مرا می کشــد
وای زموزونی اندام تــــو
قامت شـــاه تو مرا می کشد
در طلب عشق تو مجنون شدم
لیلی راه تو مرا می کشد
ترک من خسته نباشد ثواب
وای گناه تو مرا می کشد
باز بیا ورنه دل و دیده ی
چشم به راه تو مرا می کشد ...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 3 تیر 1387 - 13:18    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

مروز گذر خواهم کرد

از ساحل همیشگی قلبم

و بر دیواره ی قایق شکسته ی وفا

تکیه

خواهم

زد...!!!
Confused


بیا تا برایت بگویم
چه می کشد آنکه غریب است در ازدحام آشنا
در ازدحام بي کسي
فرياد زنم خدايا
جانم بر لب آمد
از اينهمه ملامت
اما ....
سکوت من دوباره
در ازدحام بي کسي
باشد حديث ديگري...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 4 تیر 1387 - 16:07    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
هر وعده که یارم به جفا داد وفا کرد
هر جور که دیدم ز جهان دل ز وفا بود
این بود جفایش که مرا از تو جدا کرد
سلمان اگر از عشق بنالد مکنش عیب
تا بود غم عشق چه گویم که چها کرد
یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
هر وعده که یارم به جفا داد وفا کرد...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 4 تیر 1387 - 16:14    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

به ستاره بگو شب چه مهربونه
نکنه فکر کنه شب نا مهربونه
به گلای کاغذی بگو
که از پنجرمون دور نشن
شمعدونای خونمون
بی شمع و بی نور نشن
صحبت از مهتابه
آسمون در خوابه
حرف ما فریاده
دل عجب آباده
دل عجب آباده

ماهیا رودخونه هارو
دیگه تنها نذارن به عشق دریا
که پرنده های عاشق
به هوای کوچ نرن اونور دنیا
ماهیا رودخونه هارو
دیگه تنها نذارن به عشق دریا
که پرنده های عاشق
به هوای کوچ نرن اونور دنیا

صحبت از مهتابه
آسمون در خوابه
حرف ما فریاده
دل عجب آباده
دل عجب آباده

که گلا عطر تو باشه
رو تناشون رو تناشون
عکس تو باشه
گل رو دامناشون
رو دامناشون
که گلا عطر تو باشه
رو تناشون رو تناشون
عکس تو باشه
گل رو دامناشون
رو دامناشون

صحبت از مهتابه
آسمون در خوابه
حرف ما فریاده
دل عجب آباده
دل عجب آباده
صحبت از مهتابه
آسمون در خوابه
حرف ما فریاده
دل عجب آباده
دل عجب آباده

می توان رفت
در آن ستاره های چشم او
می توان نیست شدو پیچ ندید
جز دو نقطه سیاه
می توان خود را دید
لحظه ای قربت خود را حس کرد
و در آن مرز غریبانه
چه شیرین جان داد
از غم عشق چه می باید کرد
من نمیدانم هیچ تو بگو
تشنه ترین تشنه ها
از عطشی می سوزم
تو بگو من نمیدانم هیچ
از غم عشق چه می باید کرد ....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 5 تیر 1387 - 20:26    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

کاش بودی تا دلم تنها نبود

تا اسیر غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی

بعد تو این زندگی زیبا نبود

کاش بودی تا برای قلب من

زندگی این گونه بی معنا نبود...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 3600 / 4676  
 77%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]