پشتیبانی از تمام نیوک های ارائه شده، انواع مد، ماژول، بلوک و امکانات دیگر در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
بچه هاي ايروني :: مشاهده موضوع - چشمان پدر !!!
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدال‌ها
مدال‌ها
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
كاربران گرامي اگر مطلبي مورد استفاده شما قرار گرفت و قصد تشكر از آن را داريد، خواهشمنديم به جاي ارسال پست بي مورد از كليد استفاده كنيد.
فهرست بچه هاي ايروني » گفتگوي آزاد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
چشمان پدر !!!
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
IrKids
مدیر كل
مدیر كل


عضو شده در: 13 اردیبهشت 1386
پست: 372
آغازگر 107 تاپيك

تشکر: 63
تشکر شده 84 بار در 50 پست

محل سکونت: سرزمین بچه های ایرونی

امتیاز: 4267

مدال‌ها: 0
مرحله : 17
میزان فعالیت: 37 / 630  
 6%
سرعت فعالیت: 301 / 301  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 41 / 41  
 100%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 28 آذر 1387 - 22:15    عنوان:  چشمان پدر !!! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

با درود

این داستانی است درباره پسر بچه لاغر اندامی که عاشق فوتبال بود. در تمام تمرینها ، او سنگ تمام می گذاشت ، اما جثه اش نصف بقیه بچه های تیم بود ، تلاشهایش به جایی نمی رسید . در تمام بازیها ، ورزشکار امیدوار ما ، روی نیمکت می نشست ، اما اصلا پیش نمی آمد که در مسابقه ای بازی کند .

این پسر بچه با پدرش تنها زندگی می کرد و رابطه ویژه ای بین آن دو وجود داشت . گرچه پسر بچه همیشه هنگام بازی رو ی نیمکت کنار زمین می نشست ، اما پدرش همیشه در بین تماشاچیان بود و به تشویق او می پرداخت .

این پسر در هنگام ورود به دبیرستان هم لاغرترین دانش آموز کلاس بود ، اما پدرش او را تشویق می کرد که به تمرینهایش ادامه دهد ، ولی به او می گفت : اگر دوست ندارد ، مجبور نیست این کار را انجام دهد .

اما پسر عاشق فوتبال بود ، تصمیم داشت آن را ادمه دهد . او در تمام تمرینها ، حداکثر تلاشش را می کرد به امید اینکه وقتی بزرگتر می شود بتواند در مسابقات شرکت کند .در مدت چهار سال دبیرستان ، او در تمام تمرینها شرکت می کرد اما همچنان یک نیمکت نشین باقی ماند . پدر وفادارش همیشه در میان تماشاچیان بود و همواره او را تشویق می کرد .

پس از ورود به دانشگاه ، پسر جوان باز هم تصمیم داشت فوتبال را ادمه دهد و مربی با تصمیم او موافقت کرد ، زیرا او همیشه با تمام وجود در تمرینها شرکت می کرد و علاوه بر آن به سایر بازیکنان روحیه می داد . این پسر در تمام مدت چهار سال دانشگاه هم در تمام تمرینها شرکت کرد اما هرگز در مسابقه ای بازی نکرد .

در یکی از روزهای آخر مسابقه های فصلی فوتبال ، زمانی که پسر برای آخرین مسابقه به محل تمرین می رفت ، مربی با یک تلگرام نزد او آمد . پسر جوان تلگرام را خواند و سکوت کرد . او در حالی که سعی می کرد آرام باشد زیر لب گفت : پدرم امروز صبح فوت کرده است ، اشکالی ندارد امروز در تمرین شرکت نکنم ؟

مربی دستانش را با مهربانی بر روی شانه های پسر گذاشت و گفت : پسرم ! این هفته را استراحت کن ، حتی لازم نیست برای آخرین بازی در روز شنبه بیایی .

روز شنبه فرا رسید . پسر جوان به آرامی وارد رختکن شد و وسایلش را کناری گذاشت . مربی و بازیکنان از دیدن دوست وفادارشان ، حیرت زده شدند . پسر جوان به مربی گفت : لطفا اجازه دهید من امروز بازی کنم ، فقط همین یک روز .

مربی وانمود کرد که حرفهای او را نشنیده است . امکان نداشت او بگذارد ضعیفترین بازیکن تیمش در مهمترین مسابقه بازی کند . اما پسر شدیدا اصرار می کرد . مربی در نهایت دلش به حال او سوخت و گفت : باشد ، می توانی بازی کنی .

مربی و بازیکنان و تماشاچیان نمی توانستند آنچه را می دیدند باور کنند . این پسر هرگز پیش از آن در مسابقه ای بازی نکرده بود اما تمام حرکاتش به جا و مناسب بود . تیم مقابل به هیچ ترتیبی نمی توانست او را متوقف سازد . او می دوید ، پاس می داد و به خوبی دفاع می کرد . در دقایق پایانی بازی ، او پاسی داد که منجر به برد تیم شد .

بازیکنان او را روی دستهایشان بالا بردند و تماشاچیان به تشویق او پرداختند . آخر کار وقتی تماشاچیان ورزشگاه را ترک کردند ، مربی پسر جوان را دید که تنها در گوشه ای نشسته است .

مربی گفت : پسرم ! من نمی توانم باور کنم . تو فوق العاده بودی . بگو ببینم چطور توانستی به این خوبی بازی کنی ؟

پسر در حالی که اشک چشمانش را پر کرده بود ، پاسخ داد : می دانید پدرم فوت کرده است . آیا می دانستید او نابینا بود ؟

سپس لبخند کمرنگی بر لبانش نشست و گفت : پدرم به عنوان تماشاچی در تمام مسابقه ها شرکت می کرد . اما امروز اولین روزی بود که می توانست به راستی مسابقه را ببنید و من می خواستم به او نشان دهم که می توانم بازی کنم .



یا حق

_________________
دانلود نامحدود بدون یوزر پریمیوم با بيشترين سرعت ممكن از رپيدشر، مگاآپلود، مگاشرز، اپلودد ، نت لود ، فایل فاکتوری ، دپوزیت فایلز ،ایزی شر ، 4 شرد و حتي فايلهاي تورنت...

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
کاربران مقابل به خاطر این پست تشکر کرده اند : roobi
:
roobi
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 1 خرداد 1386
پست: 1411
آغازگر 29 تاپيك

تشکر: 19
تشکر شده 7 بار در 5 پست

محل سکونت: جایی به نام هیچ جا: سرزمین مردگان iran.gif


امتیاز: 1482

مدال‌ها: 0
مرحله : 32
میزان فعالیت: 633 / 2753  
 23%
سرعت فعالیت: 1314 / 1314  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 27 / 111  
 24%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 30 آذر 1387 - 10:04    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

واقعا داستان جالب و تکان دهنده ای بود.
در جامعه خیلی از این جور افراد هستند که با این که توانایی دارن ولی کسی به اون ها توجه نمیکنه

_________________


*************************************************
آن چه که در تمام عمرم آموختم در یک کلمه خلاصه میشود:میگذرد

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
arash
تازه کار
تازه کار


عضو شده در: 21 آذر 1387
پست: 114
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 17
تشکر شده 1 بار در 1 پست

محل سکونت: کهکشان راه شیری

امتیاز: 1834

مدال‌ها: 0
مرحله : 9
میزان فعالیت: 71 / 193  
 37%
سرعت فعالیت: 92 / 92  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 14 / 20  
 70%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 5 دی 1387 - 15:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چی بگم
_________________
بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد