بچه هاي ايروني :: مشاهده موضوع - جملات زیبا
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدال‌ها
مدال‌ها
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
كاربران گرامي اگر مطلبي مورد استفاده شما قرار گرفت و قصد تشكر از آن را داريد، خواهشمنديم به جاي ارسال پست بي مورد از كليد استفاده كنيد.
فهرست بچه هاي ايروني » خواندنيها

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
جملات زیبا رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... , 37, 38, 39  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 19 تیر 1387 - 00:23    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

گله ميكنم من ازتو ,ازتو كه اين همه بي رحمي

هزار بار مردم از عشقت تو كه هيچ وقت نمي فهمي

گله ميكنم من ازتو ,ازتو كه اين همه بي رحمي

هزار بار مردم از عشقت تو كه هيچ وقت نمي فهمی...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 19 تیر 1387 - 12:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

الهی به رندان میخانه ات

به عقل آفرینان دیوانه ات



الهی به گل های لـب دوخته

به جان های در پیرهن سوخته



الهی به چشم همیشه خمار

به زلف همیشه پریشان یـار



به دست پر از باده ی ساقیان

به گیسوی افتاده ی ساقیان



گـریبــان روح هـمه چــاکــ کـن

جهان را ز حرص و هوس پاک کن...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 19 تیر 1387 - 12:46    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

اگر تونستي آتيش رو ببوسي ...

اگر تونستي پر سياه كلاغ رو رنگ كني...

اگر تونستي توي آب نفس عميقي بكشي...

اگر تونستي از آسمون ستاره بچيني...

اونوقته كه من ميتونم فراموشت كنم!!!

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 19 تیر 1387 - 12:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دیشب خواب تو را دیدم.چه رویای پر شوری

انگار که توی خواب بودم. تو سالها از من دوری

تو را توی باغی دیدم. که سرتا سرخزون بود

هزاران چشم پر ز اشک به طاق آسمون بود

مثال عکس قرص ماه میون آب نشستی

تادست زدم بگیرمت پر چین شدی شکستی

آه ای فلک نفرین به توببین چه میکشم من

دور از یک یار نازنین میون آتشم من...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 19 تیر 1387 - 12:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

توي شب هاي زمستان رو بخارپشت شيشه



اسمتو نوشتم امّا مي دونم بي تو نمي شه



مي دونم كه با توبودن يه هوايي ديگه داره



اين دل عاشق و تنها طاقت دوري نداره



همه ي شعرامو خواندم كه تو برگردي دوباره



آخه اين دلم بجز توهيچ كسي رودوست نداره



كاش مي شد خاطره هامون دوباره مثل هميشه



زنده شن توفصل سرما روبخار پشت شيشه...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 19 تیر 1387 - 13:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

غمگینم ازاین همه نگاه



غمگینم از این همه صدا



غمگینم از این همه سکوت



چشمان هرزه به دنبال هوس میگردد



ومن برگ جدا شده ازدرختم



برگی که زیر پا له می شود



صدای لِه شدنم را میشنوی ...؟

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 22 تیر 1387 - 13:13    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

الهی بمیری که دیگر بدونم کجایی بدونم ز عالم جدایی
الهی بمیری
نخنده به چشمت نگاهی نمونه نگاهت به راهی
نگیری تو جامی ز هر دستی ننوشی می از دست هر مستی
تا نمونه درون دل دگر هوسی تا نریزه به پایت سرشت کسی
تا نبینی دگر گریه های مرا تا ندونه کسی ماجرای مرا
الهی بمیری
این منم که هرگز نمیبرم از دلم خیال تو را دری
کی دهم غمت را به عالمی این منم که دیوونه ی توام
با دلی که رسوای عالمه خون و تار و پودش پر از غمه آه
الهی بمیری
که دیگر بدونم کجایی بدونم ز عالم جدایی
الهی بمیری الهی بمیری
الهی بمیری الهی بمیری
آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشه ی چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد شب هجران در درد بماندیم چو از دست دوا رفت
نفرین خدا بر من اگر باز بسوزم پروانه صفت در دل آتشکده عشق
نفرین خدا بر من اگر قصه بگویم از این دل دیوانه سودازده عشق
وای وای جان ای وای
نفرین خدا بر من اگر رو به تو آرم گر رشته جان بگسلد از حسرت دوری
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

نفرین خدا بر من اگر باز دوباره گویم سخنی زین همه اندوه صبوری
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
وای نفرین خدا بر من اگر را ه تو پویم
نفرین خدا بر من اگر نام تو گویم
وای جان ای وای
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید هیهات که درد تو ز قانون شفا رفت
نفرین خدا بر من اگر راه تو پویم نفرین خدا بر من اگر نام تو گویم
نفرین خدا بر من اگر از دل رسوا نام تو و یاد تو و مهر تو نشویم
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه زان پیش که گویند از دار فنا رفت...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 22 تیر 1387 - 13:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چقدر سخته توو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید

و به جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد

زل بزنی به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی

حس کنی که هنوزم دوستش داری


چقدر سخته دلت بخواد سرت و باز به دیواری تکیه بدی

که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده


چقدر سخته توو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی

اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی


چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه

اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوستش داری


چقدر سخته گل آرزوها تو توو باغ دیگری

ببینی و هزار بار توو خودت بشکنی و

اوون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک ...

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 22 تیر 1387 - 22:08    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

امشب به قصه ی دل من گوش میکنی فردا مرا چو قصه فراموش میکنی

چون سنگها صدای مرا گوش میکنی سنگی و ناشنیده فراموش میکنی

رگبار نو بهاری و خواب دریچه را از ضربه های وسوسه مغشوش میکنی

دست مرا که ساقه سبز نوازش است با برگهای مرده هم آغوش میکنی

گمراه تر از روح و شرابی و دیده را در شعله می نشانی و مدهوش میکنی

ای ماهی طلایی مرداب خون من خوش باد مستی ات.که مرا نوش میکنی

تو دره ی بنفش غروبی که روز را بر سینه می فشاری و خاموش میکنی

در سایه فروغ تو بنشست و رنگ باخت او را به سایه از چه سیه پوش میکنی؟!!

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
zimzim
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 18 فروردین 1387
پست: 1466
آغازگر 2 تاپيك

تشکر: 33
تشکر شده 15 بار در 12 پست



امتیاز: 1332

مدال‌ها: 0
مرحله : 32
میزان فعالیت: 1761 / 2753  
 64%
سرعت فعالیت: 1314 / 1314  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 82 / 111  
 73%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 23 تیر 1387 - 08:43    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

از که زاده ئیم ؟ .................................................... از عشق
چگونه بی نشان می شویم ؟ .................................... بی عشق
چه یارای فرا رفتنمان می دهد ؟ ................................. عشق
عشق را می توان یافت ؟ ......................................... با عشق
چه وامیداردمان دیر زمان به گریستن ؟ ........................... عشق
چه مبایدمان یگانه کند ، همواره ؟ ................................ عشق
از : گوته

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 23 تیر 1387 - 21:19    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چه مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم

چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند

هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 23 تیر 1387 - 21:28    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نتظار

همیشه منتظرت هستم

چونان که من همیشه در راهم

همیشه در حرکت هستم همیشه در مقابله

تو مثل ماه ستاره خورشید همیشه هستی تو دل من

ومی درخشی از از آسمان دل و میرسی از خانه ی دل

ای دوست ای باران ببار از آسمان دلم تا آرام گریه کنم

منتظرم ....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر
دوست برتر


عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك

تشکر: 57
تشکر شده 12 بار در 12 پست

محل سکونت: شاهی

امتیاز: 4811

مدال‌ها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت: 4255 / 4676  
 91%
سرعت فعالیت: 2232 / 2232  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 91 / 160  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 31 تیر 1387 - 12:04    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

فریاد نزن ای عاشق

من صدایت را درون قلب خود می شنوم

درد را در چهره ی عاشق تو با ذهن خود می نگرم

فریاد نزن ای عاشق، فریاد نزن

بی سبب نیست چنین فریادم

بی گناه در دام عشق افتادم

چه درست و چه غلط

زندگی هم خودم و هم تو رو بر باد دادم


اگر احساسمو می فهمیدی

قلبتو دوباره می بخشیدی

لحظه ی پایان این دیدار رو

روز آغازی دگر می دیدی

اگه بیهوده نمی ترسیدم

عشقو اون جوری که هست می دیدم

شاید این لحظه ی غمگین وداع

قلبمو دوباره می بخشیدم

کاش از این عشق نمی ترسیدم


ما سزاواریم اگر گریانیم

این چنین خسته و سرگردانیم

ما که دانسته به دام عشق افتادیم

چرا از عاشقی رو گردانیم

وقتی پیمان دلو میبستیم

گفته بودیم فقط عاشق هستیم

ولی با عشق نگفتیم هرگز

از دو ایل نا برابر هستیم

از دو ایل نا برابر هستیم

نه گناه کاریم نه بی تقصیریم

منو تو بازیچه ی تقدیریم

هر دو در بیراهه ی بی رحم عشق

با دلو احساس خود درگیریم

بیشتر از همیشه دوست دارم

گر چه از عاشقی وعاشق شدن بی زارم

زیر آوار فرو ریخته ی عشق

از دلم چیزی نمانده که به تو بسپارم

تو که همدردی مرا یاری بده

به منه عاشق امیدواری بده

اگر عشق با ما سر یاری نداشت

تو به من قول وفا داری بده

تو به من قول وفا داری بده....

_________________

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
metti
دوست برتر