عضو شده در: 18 فروردین 1387
پست: 1466
آغازگر 2 تاپيك
تشکر: 33 تشکر شده 15 بار در 12 پست
امتیاز: 1332
مدالها: 0
مرحله : 32
میزان فعالیت:
1761 / 2753
64%
سرعت فعالیت:
1314 / 1314
100%
مانده تا مرحله بعد:
82 / 111
73%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: دوشنبه 6 خرداد 1387 - 20:54 عنوان:
خدایا !
من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری ، پس ای خدا ،
نیک میدانی که بزرگوار آنست که گمشده ای را به مقصد برساند .
تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ،
و در یک کلام ...
محتاج توام !
خدایا مرا متبرک گردان تا عشق ورزیدن و خندیدن را بیاموزم
تا در همه موقعیت ها و شرایط زندگی بخندم و بدانم
در هر آنچه روی می دهد ، نیکی نهفته است .
عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك
تشکر: 57 تشکر شده 12 بار در 12 پست
محل سکونت: شاهی
امتیاز: 4811
مدالها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت:
4255 / 4676
91%
سرعت فعالیت:
2232 / 2232
100%
مانده تا مرحله بعد:
91 / 160
56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: چهارشنبه 8 خرداد 1387 - 00:10 عنوان:
چه کسی خواهد دید
مردنم را بی تو ؟
بی تو مردم ، مردم
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی ، روی تو را
کاشکی می دیدم
شانه بالازدنت را بی قید
و تکان دادن دستت که
مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که
عجیب !عاقبت مرد ؟
افسوس
کاش می دیدم
من به خود می گویم:
” چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد ؟!! _________________
عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك
تشکر: 57 تشکر شده 12 بار در 12 پست
محل سکونت: شاهی
امتیاز: 4811
مدالها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت:
4255 / 4676
91%
سرعت فعالیت:
2232 / 2232
100%
مانده تا مرحله بعد:
91 / 160
56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: چهارشنبه 8 خرداد 1387 - 00:24 عنوان:
سلام بهانه من برای زندگی ....
دلت تنگ است ..... می دانم !!
قلبت شکسته است ..... می دانم !!
دوری برایت سخت است ...... می دانم !
اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...
بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....
و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!
بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....
اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...
گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...
بیا و درد دلت را به من بگو...
و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!
با گریه خودت را ارام نکن....
گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..
گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....
گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..
می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..
ای عزیزم ...
ای زندگی ام ....
ای عشقم .....
اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم...
برای دلی که هنوز در نبود تو ....
و ارام ... ارام می میرد...!
باور کن بغض راه گلویم را بسته است....
اما گریه نمی کنم... _________________
عضو شده در: 15 اسفند 1386
پست: 2392
آغازگر 0 تاپيك
تشکر: 57 تشکر شده 12 بار در 12 پست
محل سکونت: شاهی
امتیاز: 4811
مدالها: 0
مرحله : 39
میزان فعالیت:
4255 / 4676
91%
سرعت فعالیت:
2232 / 2232
100%
مانده تا مرحله بعد:
91 / 160
56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]
تاریخ: شنبه 11 خرداد 1387 - 13:38 عنوان:
......... خاطرم هست روزی را که آسمان آبی بود آفتاب بر خاک دلم تابید تو شکفتی در من ، من شکفتم در خود ریشه در جانم کردی ، پیچکی ب ردور قلبم گشتی ولی افسوس که دیگر نیلوفر نیست ، گرایش ب