پشتیبانی از تمام نیوک های ارائه شده، انواع مد، ماژول، بلوک و امکانات دیگر در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
بچه هاي ايروني :: مشاهده موضوع - غمكده
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدال‌ها
مدال‌ها
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
كاربران گرامي اگر مطلبي مورد استفاده شما قرار گرفت و قصد تشكر از آن را داريد، خواهشمنديم به جاي ارسال پست بي مورد از كليد استفاده كنيد.
فهرست بچه هاي ايروني » گفتگوي آزاد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
غمكده رفتن به صفحه : 1, 2, 3 ... 29, 30, 31  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 11 آبان 1386 - 23:18    عنوان:  غمكده پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

** هر وقت دلت گرفت ، فقط بنویس **


هر وقت دلت گرفت گریه کن چون



می دونی چرا وقتی گريه می کنی آروم می شی؟!چون اشکهای سردت



قبل از اينکه از مجرای چشم سرازير بشه يه سری به قلبت می زنه .



بعد قلبت که خيلی داغه حرارتشو می ده به اشکات واشکات گرم



می شن.اونوقت اشکات هم سرما شو نو می دن به قلبت.



اينجوريه که اشکات گرم می شن و قلبت سرد و آروم...







پس هر وقت دلت گرفت بیا اینجا
و مطلب بزار .........آرومت میکنه Rose Rose Rose

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 


این مطلب آخرین بار توسط fatima در چهار‌شنبه 16 آبان 1386 - 19:40 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
:
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 11 آبان 1386 - 23:27    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در من نشست ناله ی تلخ فراق تو

در تو شکست آن همه از اشتیاق تو

سائیده ای چو موج روح غریب مرا

یک انتظار بی هده بردم سراق تو

از من نماند به جز شعر و اشک و شعر

یاد تو و امید تو و اشتیاق تو

مردم هزار لحظه نه اما برای تو

تنها برای اشک و مرگ و آن دم اشتیاق تو

این جا همیشه هست همین جا برای من

دورر از وصال و آن خیال لطیف باغ تو

با اشک رفتی و کلی امید برای بازگشت افسوس

در تو شکست آن همه از اشتیاق تو

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 11 آبان 1386 - 23:28    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول



امشب دلم تنگ است

تنگ تر از تمام زمانهایی که دور از تو بر حجم پر دروغ رستنها خوابیده بودم و با نگاه عجولم گناه میکردم .

امشب دلم تنگ است

تو کجایی ؟

کجااااا ؟

یا شاید هزار ناکجا

غرورم شافع نگارش و اشک میشود

اما ...تنم زیر تگرگ دورغ خورد میشود

تو کجایی ؟

کجااااا ؟

شاید اگر بالاخره خلوتی یافتم

و ...دستهای تورا

و... غرق شوم در بازوان ستبرت

انگاه تکیه بر دستان تو هم که شده بی هراس بغض را رها کنم و بالاخره ...



فریاد هم بغض مرا نشکست آخر ......... سنگی بزن سنگی بزن یک باردیگر

سنگی بزن شاید ترک بردارد این دل ...... این تا همیشه در غم و غصه شناور




امشب ماه هم ندارم

حتی همان ماه نیم خورده

و هزار اندیشه جرات

آخر تو کجایی ؟

کـــــــجااااا ؟

هرشب تو شب میشوی من هوس

اما نفرین به سال و شب و شباب

که هر بارش دل در تقلای پاییز رجس خرداد را بهانه میکند

بهانه گی میکند برای طهارت زمان تا ببارد ....... ببارد

لیک هیچ شبی از زمان بهار و تابستان تاب اشک و بغض وارفته ندارد

تو کجایی ؟

کجااااا ؟

امشب پرم از انگیزه ی بهانه های باران آور

و خالی ام از دست ها موحش وحش

آخر تو کجایی ؟

کـــــــجااااا ؟

قبول ........

باشد .......

امشب هم نباش

یک اسمان تو را تجسم میکنم

یک شهر میبارم

و اشک هایم را دور از دست های پس کشیده ات

به دست مال کاغذی شعر ها میسپرم

حافظ هم هست

فالی میزنم و صدای تو را موزون با نیاز و نیت خود میخوانم

معشوق من !!!

من تینت خود را به خودت سپردم ....................................

اما ...

آخر تو کجایی ؟

کـــــــجااااا ؟

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 11 آبان 1386 - 23:30    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چرا نمیشود به خاطرات اعتماد کرد ؟

روز عروج رامیخواهم یاد آورم

لیک مملو از ترس

وقتی خود را انقدر تنها احساس میکنم

وقتی که هر فریاد ، بغضی دگر میشود بر صحت تنهایی ام

می ترسم

من که در سهم گین ترین لحظه خود را به اغوشت رها کردم

و تو خوب طعم سفت و سخت خاک را خورانیدی

چگونه میشود بود ؟

به که، به چه اتکا کنم برای بودن

روزی واژگان حضورت انقدر برایم دلنشین و دلگرم کننده بود که ...

و حال هراس همان واژه هاست که نابودم میکند

وقتی از خاکو گِلو تینت تو معشوق میگذینم لمس دستهایم باورم میدارد که هست

اگر چه پای بر نهادم گذاشت و گذشت ...

به هر حال واقعیتیست دور از انکار چشم

اما توچی ؟

وقتی دلم را در قالبی یخین برای مردن میبینم و از تو نه شور هست نه شرار

معشوق

چقدر بد شده ام

نه انکار میکنم و نه گلایه

فقط ...

معشوق من فقط ...

میترسم میترسم که ...

مثل هم اکنون ها که آلوده ام

آنگاهی که اذن شتاب دهی

انگاه که لقایت رسد

تنها باشم

تنها

تنهای تنها

با هزار پَست و فراز اعمال

و همان احساس گناه آلود همیشه

با نگاه خود بنگرم بربدن ضعیفی که شام محفل انس موران میشود

بی شک بی هیچ خورشید و ماه و ستاره این انقدر فلک زده و تارکم که ...

معشوق من

به من ایمان ده

این جا بیش از خودم به لمس تو نیازمندم

با بارقه ی یقین

در توطئه ی احشا

اینجا و اکنونم را یقین بخش

که بی هیج تردیدی بدانم ...

تو همین جایی !!!

همین جا !!!

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 11 آبان 1386 - 23:31    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

همیشه از کودکی از نقاشی بدم میومد اما ای کاش کمی به کلاس هنر اهمیت میدادم



آنوقت شاید حالا برای کشیدن یک فریاد پست این همه خود را نمی آزردم



یا اگر ...



گاهی میان قدمگاه های نگارش سهراب با خود می اندیشم ای کاش من نیز کنار برکه ای می سرودم



برکه میکشیدم

و داد را میزدم



شاید انوقت چون اکنون دلم نمی لرزید



میدانی که از چه چیز حرف میزنم



از حروف قلابی دستانم و زبانم



که وقتی پای دل درمیان می آید



این گونه به خودم ، به تمام دعا هایم ، نعوذبالله به تو ... مشکوک باشم و دور از قوت یقین



بگذریم ......................



میگذارم دعا کنم و بی خیال اتفاقاتی باشم که می افتد



هر چه باشد تو خدایی چه من بخواهم و چه نخواهم آن میشود که تو بخواهی ...



دعا میکنم که تمام بدی هایی که در راه خیر خواهی تو سد رسیدن خوبی هایت میشود به خواست و دست تو



بگذرند ، بگریزند ....

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 11 آبان 1386 - 23:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

براي روز ميلاد تن خود ، من آشفته رو تنها نذاري

براي ديدن باغ نگاهت ، ميون پيکر شبها نذاري

همه تنهاييا با من رفيقن ، منو در حسرت عشقت نذاري

براي روز ميلاد تن خود ، منو دور از دل و ديدن نذاري



دلم دلتنگه و مهرتو ميخواد ، دلم رو در پي غمها نذاري

ميام تنها توي قلبت ميشينم ، من و قلبت رو جايي جا نذاري

عزيزم جشن ميلادت مبارک ، منو اون سوي جشن دل نذاري

عزيزم جشن ميلادت مبارک ، منو اون سوي جشن دل نذاري




_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
Inventor
ناظر کل انجمن
ناظر کل انجمن


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 536
آغازگر 12 تاپيك

تشکر: 93
تشکر شده 29 بار در 24 پست

blank.gif


امتیاز: 6414

مدال‌ها: 0
مرحله : 21
میزان فعالیت: 79 / 996  
 8%
سرعت فعالیت: 475 / 475  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 18 / 56  
 32%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 11 آبان 1386 - 23:56    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نمیدونم چرا همیشه دلتنگم
شاید به خاطر اینکه هیچگاه وجود تو را درکنارم حس نکردم
باور کن من به تو محتاجم
به امید روزی زنده هستم که تو را در کنار خود حس کنم
....
بچه ها نمیدونم چرا جدیدا اینطوری شدم
همش دلم میخواد متن های غمگین بنویسم
دیگه امید تو وجود من معنایی نداره
شاید با گفتن حرفهام اینجا از این حال دربیام
ممکنه من در ظاهر آدم شادی باشم ولی این اصلا در باتن من نیست
من باتنی همیشه در کنج دیوار غم نشسته دارم که دنبال یه همدم میگرده ولی برای این گشتن حلضر نیست از جاش تکون بخوده چون میترسه
میترسه بره بگرده ولی چیزی پیدا نکنه و اگه هم پیدا کرد اون شخص بهش پشت کنه و تنهاش بذاره
برای همین همیشه سعی میکنم که شاد باشم ولی هیچ گاه نتونستم
شاید برای همینه که همه فکر میکنن من شادم ، حداقل تو دوستام که اینطوره ولی هیچ کس از باتن یچیده و غمگینم خبر نداره به غیر از خودم و خدام ، حتی مشاور ها هم نتونستن به اون عمق برسن و این پیچ ها رو رد کنن

فعلا

_________________
درشتی نگیرد خردمند پیش
نه سستی که ناقص کند قدر خویش




دوستان عزیز اگر مطلبی مورد استفاده شما قرار گرفت و از اون راضی بودید می تونید به جاي ارسال پست بي مورد براي تشكر با کلیک بر روی کلید تشکر قدردانی خود را از ارسال کننده مطلب اعلام کنید.
با تشکر

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 12 آبان 1386 - 13:01    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول




اینوتور عزیز ممنون از دردودلتون

منم دیشب دلم خیی گرفته بود!
به دلایلی هم نمیشه خونه ما گریه کرد چون حسابی سوال پیچ میشی
حتی شبهام نمیشه یکم خلوت کرد و با نوشتن یکم راحت شد

منم تنها جایی رو که داشتم همین تایپک بود

امیدوارم اینجا هرکس دلش گرفت ، ما دوستای خوبی براش باشیمو با همدردی
حداقل سهم کوچکی از غمش رو به دوش بکشیم Rose Rose Rose

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 12 آبان 1386 - 14:54    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را...

به عمق آبی دریا می دوخت

و شعر های قشنگی چون...

پرواز پرنده ها می خواند

دلم برای کسی تنگ است...

كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد

و پري دلم را با وجود خود خالي...

دلم برای کسی تنگ است

کسی که بی من ماند...

کسی که با من نیست

دلم برای کسی تنگ است...

که بیاید

و به هر رفتنی پایان دهد...!!

دلم برای کسی تنگ است...

که آمد!

رفت!

و پایان داد...

کسی ...

کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود!!!

Crying

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
fatima
مدیر گفتگوی آزاد
مدیر گفتگوی آزاد


عضو شده در: 12 تیر 1386
پست: 9511
آغازگر 721 تاپيك

تشکر: 174
تشکر شده 268 بار در 205 پست

محل سکونت: قلب پروانه blank.gif


امتیاز: 27284

مدال‌ها: 0
مرحله : 63
میزان فعالیت: 19923 / 19923  
 100%
سرعت فعالیت: 9406 / 9406  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 436 / 454  
 96%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 12 آبان 1386 - 20:34    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

افکارم . . .
گریه ام میندازن . . .
آزارم میدن . . .
میشکوننم
عذابم میدن . . .
قلمم نوشت: از فکر کردن متنفرم...
دریای احساس
..:: غم... ::..
وقتی که هنوز چشم به جهان نگشوده بودم
صدایی نام غم را در گوشم طنین انداز کرد
فکر می کردم که غم عروسکی است
که من در دست می گیرم و با آن بازی می کنم
اما حال می بینم که خود عروسکی هستم در دست
غم...
(در عالم یکرنگی نیرنگ ها بی رنگند)

_________________
   
       اشـــــتباه نكنيد  
 
     پروانه شب سياه نيست،
 
    اينگونه تصوّرش كنيد:
 
     همرنگ تنها روزنه اميد شما
 
       در تاريكي شبهاي تيره  
 
     همشكل آرزوهاي زيباي شماست
 
     بر لوح طلايي دفتر زندگي      
 
   هرجا سياهي هست ، ديده ميشود
 
    (نه براي آنكه سياهي را دوست دارد...!
 
  او زاده شب است، پس هرگاه در تاريكي خيالت
 
   به دنبال ماوا و امّيدي بودي... صدايش كن تا راهنمايت باشد... )
 
                       
 

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
Inventor
ناظر کل انجمن
ناظر کل انجمن


عضو شده در: 27 اردیبهشت 1386
پست: 536
آغازگر 12 تاپيك

تشکر: 93
تشکر شده 29 بار در 24 پست

blank.gif


امتیاز: 6414

مدال‌ها: 0