بچه هاي ايروني :: مشاهده موضوع - داستان زن و مرد و شیرینی
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدال‌ها
مدال‌ها
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
كاربران گرامي اگر مطلبي مورد استفاده شما قرار گرفت و قصد تشكر از آن را داريد، خواهشمنديم به جاي ارسال پست بي مورد از كليد استفاده كنيد.
فهرست بچه هاي ايروني » گفتگوي آزاد

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
داستان زن و مرد و شیرینی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
IrKids
مدیر كل
مدیر كل


عضو شده در: 13 اردیبهشت 1386
پست: 372
آغازگر 107 تاپيك

تشکر: 63
تشکر شده 84 بار در 50 پست

محل سکونت: سرزمین بچه های ایرونی

امتیاز: 4265

مدال‌ها: 0
مرحله : 17
میزان فعالیت: 37 / 630  
 6%
سرعت فعالیت: 301 / 301  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 41 / 41  
 100%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 28 آذر 1387 - 22:03    عنوان:  داستان زن و مرد و شیرینی پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

با درود

خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به



هواپیما بود..


باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما



مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه كتاب این



مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید...


اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا



هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه.کنار دستش .اون جایی که



پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن



مجله ای که با خودش آورده بود ..


وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت



..خانومه عصبانی شد ولی به روی خودش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این



یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم


هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت .دیگه



خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه


وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای



پر رو و سواستفاده چی چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟آقاهه هم با کمال



خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه



ونصف دیگه شو خودش خورد..


اه ..این دیگه خیلی رو میخواد...خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در

نمیومد.


در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت



وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیماوقتی نشست سر جای خودش تو



هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر



شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست



.<<.دست نخورده و باز نشده>>


فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی



رو وقتی خریده بود تو کیفش گذاشته بود.اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی



شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود.در زمانی که اون عصبانی بود و فکر میکرد



که در واقع اون آقاهه است که داره شیرینی هاشو میخوره


و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از



اون آقا رو نداره


چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست

.
سنگ بعد از این که پرتاب شد


دشنام .. بعد از این که گفته شد..


موقعیت .... بعد از این که از دست رفت


و زمان... بعد از این که گذشت و سپری شد







یا حق

_________________
دانلود نامحدود بدون یوزر پریمیوم با بيشترين سرعت ممكن از رپيدشر، مگاآپلود، مگاشرز، اپلودد ، نت لود ، فایل فاکتوری ، دپوزیت فایلز ،ایزی شر ، 4 شرد و حتي فايلهاي تورنت...

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی مشاهده وب سایت این کاربر
کاربران مقابل به خاطر این پست تشکر کرده اند : FinalFantasy, roobi
:
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد