بچه هاي ايروني :: مشاهده موضوع - بررسی موسیقی متال
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدال‌ها
مدال‌ها
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
كاربران گرامي اگر مطلبي مورد استفاده شما قرار گرفت و قصد تشكر از آن را داريد، خواهشمنديم به جاي ارسال پست بي مورد از كليد استفاده كنيد.
فهرست بچه هاي ايروني » موسیقی

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع   تشکر کردن از تاپیک   Printer-friendly version
بررسی موسیقی متال رفتن به صفحه : قبلی  1, 2, 3 ... 15, 16, 17, 18  بعدی
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
larten
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك

تشکر: 43
تشکر شده 28 بار در 27 پست

محل سکونت: والینور

امتیاز: 5874

مدال‌ها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت: 634 / 2536  
 25%
سرعت فعالیت: 1211 / 1211  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 59 / 104  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1387 - 14:45    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

پوئم سمفونیک به لحاظ تاریخی

فرم سمفونیک پس از مدتی دست خوش تحولاتی شد و با ورود هر آهنگ ساز به این عرصه چیز جدیدی به این فرم اضافه گشت. مثلا (موتزارت) فرم (رفت و برگشت) را وارد این فرم کرد و (بتهوون) کبیر (تم تکرار شونده ) را در فرم سمفونی تثبیت کرد. پس از گذشت نیم دهه سمفونی تبدیل به بزرگترین فرم در موسیقی کلاسیک و نئو کلاسیک می گردد و کم کم فرمهایی نظیر ( سونات ) ( سرناد ) ( کنسرتو ) رو به افول می روند و البته این در زمانی موقت صورت می گیرد و باز هم پس از مدتی آهنگسازان به این فرم ها روی می آورند.
پوئم سمفونیک آهنگی است برای ارکستر و عموما با یک (موومان = بخش ) که از چیزی ماورای موسیقی و معمولا شاعرانه الهام گرفته است. و بنا بر این پوئم سمفونیک نوعی موسیقی با برنامه است. این فرم در نیمه دوم قرن نوزدهم به کمال خود رسید و اصولا این نوع موسیقی موضوعی را مجسم می سازد که قصد روایت آن دارد. پوئم سمفونیک هیچ گونه فرم موزیکال خاصی را از آن خود نمی داند و یک فرم کاملا مستقل است. هرچند این فرم در اواسط قرن نوزدهم توسط هنرمندی به نام (فرانتس لیست) شکل اصلی و کامل خود را باز می یابد اما در برخی از سمفونی ها ی (هایدن) مثل (صبح . . . ظهر . . . عصر) جزئی از این فرم را می توان مشاهده کرد. اما پیشتاز اصلی و پدر فرم پوئم سمفونیک ( هکتور برلیوز. ۱۸۶۹- ۱۸۰۳ ) است که با سمفونی های با برنامه معروفش (فانتاستیک) (هارولد در ایتالیا) و ( رمئو ژولیت ) قدم بزرگی در این راه برداشت. ای نوع سمفونی های برلیوز ساز بندی و عناصر (دراماتیک) خاص خود را دارا هستند
فرانتس لیست نخستین کسی است که عنوان (پوئم) را به سمفونیک اضافه کرد و اصول و قواعد این نوع موسیقی را پایه ریزی کرد. فرانتس لیست سیزده پوئم سمفونیک از خود به جای گذارد. پس از لیست آهنگسازی به نام ریچارد اشتراوس را باید نام برد که در این فرم آثار شاهکاری از خود ارائه داده است. از آهنگسازان دیگری همچون :
۱- سن سان با اثر معروف خود ( رقص مردگان ۱۸۷۴ )
۲- دبوسی با اثر شاهکار خود به نام (دریا ۱۹۰۵ )
۳- چایکوفسکی با اثر معروف و زیبای خود (مانفرد ۱۸۸۵ )
۴- دان چاک با اثر خاص خود ( صلح ۱۸۸۳ )
۵- اسمتانا با اثری به نام (میهن من ۷۹-۱۸۷۴ )
۶سیبیلیوس آهنگساز فنلاندی با اثر خود ( فنلاندینا ۱۹۰۰ )
۷- برودین با اثر بی نظیرش ( در بیابان های آسیای مرکزی ۱۸۸۰ )
۸- سزار فرانک (شکارچی نفرین شده ۱۸۸۲ )
۹- پل دوکا ( شاگرد جادوگر ۱۸۷۹ )
۱۰- موسور گوسکی ( شبی بر فراز کوه سنگی ۱۸۶۷ )
۱۱- ریمسکی کورساکوف ( شهرزاد ۱۸۸۸ )
که این یازده اثر از معروف ترین و برترین پوئم سمفونی های برجسته ی دنیای موسیقی هستند که نظیر ندارند و با گوش دادن به هرکدام از آنها دری از تازه های موسیقی به رویتان باز می شود. اما اثری را که باید به عنوان اثری خاص در میان این آثار نام برد (فانتاستیک اثر برلیوز ) است که بی نظیرترین شاهکار پوئم سمفونیک است و هروقت بدان گوش می سپارم تا ساعات زیادی از خود بی خود می گردم. در این مجال روایتی کوتاه از این اثر را تقدیم حضورتان می کنم :
سمفونی فانتاستیک اثر هکتور برلیوز :
آهنگ ساز جوان در بیست و شش سالی عاشق زنی از خود بزرگتر در ارکستر خودش میشود که صدای اپرای ارکستر را می خواند. زن بدو پشت کرده و جوابش می کند. هکتور جوان با خوردن مقدار بسیاری تریاک خالص خود را مصموم می کند اما مقدار تریاک کمتر از آن بوده که بمیرد. پس به خواب عمیقی می رود و در بیمارستان وقتی چشم می گشاید تنها از روی تخت بر می خیزد و از بیمارستان فرار می کند. به خانه می رود و این اثر بی نظیر را می سازد.
موومان اول : عاشق شدن
موومان دوم: ابراز عشق
موومان سوم : رد کردن عشق توسط معشوقه
موومان چهارم: کشتن معشوقه
موومان پنجم : هجوم فرشته ها برای بردن عاشق- قاتل برای اعدام
و همچنین وقتی فرشته ها عاشق را به زیر گیوتین می برند این پوئم سمفونیک سیاه با آکوردی بسیار وحشتناک و با همراهی تمامی ساز ها به خصوص کوبه ای ها این اثر را به پایان می رسانند. وقتی این آکورد پایانی نواخته می شود وقتی است که تیغه ی گیوتین پایین آمده و هکتور جوان توسط فرشته های خشمگین اعدام می شود!!!!!
این اثر به واقع شاهکاری بی بدیل است که تا کنون دنیای موسیقی به خود دیده است. در تمام این چند سال هیچ اثر پوئمی به این جذبه و ظرافت ندیده و نشنیده ام. به شما دوستان خوبم توصیه می کنم که حتما آن را گوش کنید و لذت ببرید.

فرم پوئم سمفونیک و Funeral-Doom

دوستان خوبم همان طور که در پست قبلی عرض کردم استایل Funeral استایلی فوق العاده پیچیده و دراماتیم است که تمامی این فرم هایی که تا کنون ذکر کردم را در بر می گیرد. از لحاظ موسیقایی اگر حساب کنیم دو فرم Funeral و Drone در موسیقی متال غنی ترین فرم ها می باشند (به لحاظ آهنگ سازی ) که با تکیه بر فرم های کلاسیک موسیقی غنی و فوق العده ای ارائه می دهند. برای مثال یکی از آثار بسیار بسیار بسیار بسیار خاص و غنی را به شما معرفی می کنم که یک پوئم سمفونیک واقعی است و یکی از بهتریم تراک هایی است که تا کنون دنیای متال به خود دیده است:

In An Excruciating Way Infested With Vermin And Violated By Executioners Who Practise Incendiarism And Desanctifying The Pious

از بند بسیار قوی Wormphlegm است که یک دموی سی و دو دقیقه است دقیقا منطبق بر فرم پوئم سمفونیک که تمام موومان ها را در یک موومان ارائه کرده است. این اثر دو وکال دارد. در واقع به نوعی پرسش و پاسخ است. دو میکروب که در چاهک مستراح زندگی می کنند مشغول صحبت کردن با یکدیگر می باشند و چه عبارات وحشتناکی را بیان می کنند :
Yeow,
dark,
are these,
halls,
and the air,
that the prisoners,
breathe,
tastes so putrid,
so malevolent,
that it would make,
even,
the most immune,
feel very nauseous,
from the very first grasp of air,
yeow,
such,
is,
the sickening,
hail,
of this,
pit,
known,
to someone,
as Hell,
halls,
of torture,
dungeon,
eternal,
lair,
of stillness,
where moments,
of torture,
feel,
as mercy,
itself,
oh, stop it,
help,
perpetual,
monotony,
fixed,
helpless,
onto these,
rotting walls,
the doomed,
await,
the coming,
torment,
torment,
torment,
inhaling the upsetting scent,
of corpses,
and the repulsing smell,
of sulphur,
arising,
from the pits,
below their very,
feet,
vomiting,
vomiting,
their,
lungs,
out,
hoping,
to die,
but they,
wont,
yeow,
the master,
enters,
his torture chambers,
his minions,
wait for his commands,
helpless,
prisoners moan,
of fear,
everyone,
the master,
considered,
to be tortured,
tortured soul,
were tortured.
some of them,
died,
died,
some didn't,
one day,
he'll come back,
again,
again,
to torment,
the ones,
he doesn't,
appreciate.
[Master] torture jew,
-------- burn swastikas onto his skin thousand and one times,
-------- with this burning,
-------- hot,
-------- marking,
-------- iron,
[Servant] so I Shall burn swastikas onto his skin,
-------- thousand and one times with this burning hot marking iron,
[Master] torture the priest,
-------- boil him in thousand degree hot excrement.
[Servant] I shall boil him,
-------- in thousand degree,
-------- hot,
-------- excrement,
[Master] Penetrate,
-------- his virgin ass,
-------- with Satan-,
-------- shaped,
-------- phallus,
[Servant] I shall penetrate,
-------- his virgin ass,
-------- with Satan-shaped phallus,
[Master] torture jehovah,
-------- tear down,
-------- his kingdom,
-------- and destroy his minions.
[Servant] I shall tear down his kingdom and destroy his minions,
[Master] convert,
-------- his followers,
-------- or kill them if they resist,
[Servant] I shall convert his followers,
-------- or kill them if they,
-------- resist,
[Master] torture Martin Luther,
-------- destroy his life work,
-------- and rip all his skin slowly,
[Servant] I shall destroy his life work and rip all his skin,
-------- slowly,
[Master] beat him and impose thoughts of an anti-christian world to him,
[Servant] I shall beat him and impose thoughts of an anti-christian world,
-------- to him,
[Master] torture,
-------- Allah,
-------- burn down Mecca,
-------- and,
-------- make,
-------- him eat all the,
-------- muslims,
[Servant] I shall burn down Mecca,
-------- and make him eat all the muslims,
[Master] torture Hindu: Stick your hand,
-------- into his anus,
-------- and pull,
-------- out his guts,
-------- then,
-------- feed him with the holy cow,
[Servant] I shall stick my hand,
-------- into his anus,
-------- and pull out his guts,
-------- then feed him with the holy cow,
[Master] torture Martin,
-------- Luther King,
-------- break his bones!
[Servant] I shall break his bones,
[Master] cut off his penis,
[Servant] I shall cut off his penis,
[Master] cut of his tongue,
[Servant] I shall cut of his tongue,
[Master] burn white power onto his forehead,
[Servant] I shall burn white,
-------- power,
-------- onto his forehead,
[Master] torture,
-------- Lars,
-------- Levi Lestadius,
-------- incinerate his Offspring.
[Servant] I shall incinerate,
-------- his Offsrping,
[Master] grind his bones,
-------- while he still breathes,
-------- and then,
-------- feed him to saint Paul,
[Servant] I shall grind,
-------- his bones,
-------- while he still breathes,
-------- and feed him,
-------- to Saint Paul,
[Master] torture Saint Paul,
-------- make him blind again,
-------- and feed him his eyes,
[Servant] I shall make him blind,
-------- again,
-------- and feed him his eyes,
[Master] torture all,
-------- vomit on everyone,
-------- crush everyones bones,
-------- rape,
-------- everyone,
-------- burn everyone,
-------- post-mortem for everyone,
[Servant] I,
-------- I shall,
-------- vomit on everyone,
-------- crush everyones bones,
-------- rape everyone,
-------- burn everyone,
-------- post-mortem,
-------- for,
-------- everyone.

[screams and cries of the tortured]

Torture,
torture,
vomit,
darkness,
blood,
torture,
torture,
murder,
tor,
rape,
torture,
vomit,
flesh,
blood,
murder,
bodies,
ruler,
tyrant,
obey him.

[screams and cries of the tortured]

Everyone,
still left alive,
still wait,
for the next time,
the waiting,
is even more,
horrid,
than the torture,
itself,
one of the dead corpses still,
commits an act of diarrhoea,
one of the hanging bodies,
still bleeds,
a mixture,
of excrement and blood,
everyone,
still,
left alive,
still wait,
for,
the next,
time,
the waiting is even,
more horrid than the torture itself,
one of the dead corpses still commits an act,
of diarrhoea,
one of the hanging bodies,
still,
bleeds a mixture of excrement,
and blood.

[screams and cries of the tortured]

Everyone,
still left alive,
still wait,
for the next time,
the waiting,
is even more horrid,
than the torture,
itself,
one of the dead corpses still commits an act of diarrhoea,
one of the hanging bodies,
still bleeds a mixture,
of excrement and,
and blood,
everyone,
still left alive,
wait,
for the next time,
the waiting is even more,
horrid than the torture itself,
one of the dead,
corpses still commits,
an act of diarrhoea,
one of the hanging bodies,
still bleeds,
a mixture,
of excrement,
and blood,
everyone,
still,
left,
alive,
still,
wait,
for the next time,
the waiting,
is even,
more,
horrid,
than the torture,
itself,
one of the dead,
corpses still commits an act of diarrhoea,
one of the hanging bodies still bleeds a mixture,
of excrement and blood,
everyone,
still left alive,
still wait for the next,
time,
the waiting is even more,
horrid than the torture itself,
one of the dead,
corpses still commits an act of,
diarrhoea,
one of,
the hanging,
bodies,
still bleeds,
a mixture,
of excrement,
and blood,
and blood,
and blood,
and blood.

[screams and cries of the tortured]
[iron door closing
]
ترجمه ی این شعر چندان کار سختی نیست و فقط آن را به این دلیل در اینجا آوردم که نوع نگارش یک پوئم سمفونیک را ببینید. پوئم سمفونیکی تماما مدرن که به جای سازبندی های کلاسیک با لید گیتار و درام و دیستورشن و فلنجر و ریورب نواخته می شود و وکال ها فریادی و جیغی هستند که با یکدیگر صحبت می کنند. برای این هفته به شما دو اثر را توصیه می کنم که حتما این دو اثر را تهیه کنید و بدین آثار گوش بسپارید
.
In An Excruciating Wayاز بند Wormphlegm
سمفونی فانتاستیک از هکتور برلیوز
با گوش دادن به این دو اثر و مقایسه به خوبی در می یابید یکی از فرم هایی که در استایل فیونرال دخیل است همین فرم پوئم سمفونیک است .

_________________
ریچارد رایت کیبوردیست پینک فلوید در 15 دسامبر 2008 در 65 سالگی فوت کرد

[url=http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Wright_(musician)]ریچارد رایت[/url]
---------------------------------------------------------------------

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
larten
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك

تشکر: 43
تشکر شده 28 بار در 27 پست

محل سکونت: والینور

امتیاز: 5874

مدال‌ها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت: 634 / 2536  
 25%
سرعت فعالیت: 1211 / 1211  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 59 / 104  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1387 - 14:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

Funeral-Doom در گذر زمان
استایل بسیار قوی Death-Doom در اواخر دهه هشتاد با سر کار آمدن بندهایی مثل Anathema و بند بسیار قوی Oktobre Tdie و پس از آن Katatonia و My Dying Bride به وجود آد و موج عظیمی را به دنبال داشت. گویی انقلابی در موسیقی Doom-Metal به وجود امده بود. دیگر از آن نت های تریل با سرعت باد و دیستورشن های آنچنانی با ریف ها سیل آسا و طوفانی خبری نبود! متال را چه شده بود؟ گویی روز رستاخیز متال فرا رسیده بود. در همین جا باید گفت واژه ی Doom به همین معنا به کار رفته است و دقیقا تداعی گر چنین جریانی است. البته بندهایی نظیر Manowar - Iron Meriden - Metallica - Wasp و دیگر گروه ها به کار خود می پرداختند اما موج نویی تحت عنوان Doom بر سر کار آمده بود که در همان آغاز کارش به چند شاخه ی کلی تقسیم گشت. ریف خای سیل آسا و طوفانی جایشان را به یک ناله و نوای بسیار سنگین و کند داده بودند و دیستورشن ها با بغض ایجاد صوت می کردند. ریتم ها از دور کند مترونوم هم کند تر شده بود و وکال یا به صورت Death و یا Black و هرچه که بود لیریک ها را می خواند و از روی همین وکال بود که می شد تشخیص داد چه استایلی است. استایل Death-Doom یک موسیقی بسیار کند و سنگین بود با تم (مرگ و غم ) که تا حدودی به همان Death-Metal شبیه بود با این تفاوت که ریتمش چند برابر کند شده بود و تم (غم) و در برخی بندها (طبیعت) به آن اضافه شده بود. لیریک ها حالتی فلسفی و مناجات گونه داشتند و بندهایی که از عنصر Gothic استفاده می کردند به این تاریکی و نوای شاعرانه بیشتر دامن می زدند. برای مثال بند بسیار خوب Paradise Lost در آن وقت یکی از قوی ترین و نمونه ترین بندهایی بود که به این استایل رو آورده بود و بسیار هم موفق بود و یا بند Tiamat و امثال همین بندهای قدیمی نظیر Candle mass - Cathedral -Sorrow که بیشتر شما دوستان عزیز با این بندها به خوبی آشنایی دارید.
اما در اوایل دهه نود بندی از میان تمام این همه بند معروف سر بر آورد که دست به نو آوری بسیار نوینی زد و استایلی را که تحت عنوان Death-Doom معروف شده بود را تغییر داد و پا را از چارچوب این استایل فراتر نهاد و همان ناله ها و نواهای کند و سنگین را چند برابر غمگین تر و سنگین تر کرد و دیستورشن گیتار ریتم را روی 120/127 تنظیم کرد و به خشونت آن دهها برابر افزود و سرعت آن را بی نهایت کندتر کرد به طوری که می شد صدای سکوت را شنید!!! در این حالت عنصر سکوت به وضوح در موسیقی پدیدار شده بود و مکث میان ریف خا در سکوت سنگین سازهای کوبه ای خود نمایی می کردند. این بند بندی نبود جز Skepticism که نخستین بندی بود که Funeral را بر سر کار آورد و کسی که برای نخستین بار واژه ی Funeral را باب کرد کسی نبود جز Matti وکال Skepticism و این واژه انتخابی بسیار درست و دقیق از این استایل است چرا که در بدو شروع همچون مویه ای بود بر سر گور تازه مرده ای که هنوز سنگ قبرش را نگذارده اند! مویه ای پر از بغض و فریادی خفه که از روی درماندگی و ناامیدی مطلق برآورده شده است...
برای استایل Funeral زحمات زیادی کشیده شده است. از جمله دیستورشن های مخصوصی که فقط برای این استایل ساخته شده است و در ایران موجود نمی باشد تحت عنوان Pain-P.O.D که در کشورهای فنلاند و دانمارک ساخته می شود و تنها با یک نوع آمپلی فایر مخصوص کار می کند و صدای اصلی و ارجینالش در آمپ های دیگر شنیده نمی شود. این آمپ که Silicon- P.O.D میباشد فقط در کشورهای اروپایی نظیر دانمارک و فنلاند و سوئد (اسکاندیناوی) تولید شده و آن هم به کسانی فروخته می شود که مهارتی در زمینه ی موسیقی کلاسیک داشته باشند و این خود مجوزی است برای خراب نشدن استایل Funeral به همین خاطر است که کمتر بندی به این استایل گرایش پیدا می کند و بندهای Funeral در دنیا حدودا یکصد و سی و دو بند می شوند که از این تعدادی که ذکر شد تنها دوازده - سیزده بند واقعا و به طور تخصصی این استایل را ارائه می دهند. که در زیر لیستی از بهترین های آن را تقدیمتان خواهیم کرد:

Skepticism
Esoteric
Thergothon
Mornfull Congration
Shape of Despair
The Funeral Orchestra
Ahab
Wormphlegm
Pantheist
Dusk of Shadows
Worship
Monolithe
Remembrence
Until Death Overtakes Me
بندهایی که ذکر شدند از بهترین بندهای این استایل می باشند که با قدرت به کار خود ادامه می دهند و آلبوم های جدیدشان واقعا شنیدنی است. این بندها در یک مجموعه به نام Avant-Grade Win با هم کار می کردند و Skepticism به عنوان بنیان گذار این مجموعه به تمامی گروه ها کمک های شایانی کرده است. تمامی اعضای این بند دارای مدرک دانشگاهی دکترای موسیقی از دانشگاه اطریش هستند و به موسیقی کلاسیک به خوبی واقف می باشند.
و اما یکی دیگر از کسانی که در استایل Funeral تغییرات بسیار گسترده ای ایجاد نمود Stijn van cauter بود که بند Until death Overtakes Me اصلی او می باشد و Stijn دوازده بند به استایل ها مختلف را اداره می کند


منبع تمامی مطالب : folongulho.blogfa.ir

_________________
ریچارد رایت کیبوردیست پینک فلوید در 15 دسامبر 2008 در 65 سالگی فوت کرد

[url=http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Wright_(musician)]ریچارد رایت[/url]
---------------------------------------------------------------------

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
larten
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك

تشکر: 43
تشکر شده 28 بار در 27 پست

محل سکونت: والینور

امتیاز: 5874

مدال‌ها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت: 634 / 2536  
 25%
سرعت فعالیت: 1211 / 1211  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 59 / 104  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1387 - 14:51    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

Emperor

بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید


اگر با دقت به صحنه خشن موسيقي Black Metal در سالهاي آغازين دهه نود در كشور نوروژ توجه كنيم متوجه خواهيم شد اگر چه گروه Mayhem پدرخوانده اين سبك موسيقي در آن دوران بود, اما اكثر منتقدين اعتقاد دارند بهترين گروه در ميان گروه هاي Black Metal از كشور نروژ گروهي نبود جز Emperor. ابداعات گروه Emperor بيشترين تاثير را در موسيقي Black Metal داشته است. موسيقي Black Metal پيوندي ناگسستني با مسيح ستيزي داشت, اما گروه Emperor راه هاي جديد تري براي بيان عقايد خود يافته بود. درست است كه موسيقي آنها به مانند ديگر گروه هاي سرشار از نفرت و خشونت بود, اما آنها گرايش بسيار زيادي نيز به ملودي هاي سياه و باشكوهي داشتند كه از موسيقي كلاسيك و موسيقي محلي كشور نروژ گرفته بودند. اين الهامات تاثير بسياري بر موسيقي آها گذارده بود كه تا حدي نيز باعث پيچدگي اين اين آثار مي گرديد. Emperor نه تنها در موسيقي خود از تم هاي شيطاني بهره مي برد بلكه علاقه بسياري نيز موضوعاتي داشت كه با سرماي سخت و نابود كننده سرزمين هاي اسكانديناوي در ارتباط بودند. آنها به شدت به سنن نياكانشان اعتقاد داشتند و به شدت عاشق دوران پيش از مسيحيت و زماني بودند كه وايكينگ ها جز قوي ترين نژاد هاي دنيا به شمار مي آمدند.
گروه Emperor فعاليت خود را در سال 1991 آغاز كرد. اعضاي اوليه گروه عبارت بودند از Samoth به عنوان خواننده و نوازنده درام, Ihsahn به عنوان گيتاريست و Mortiis به عنوان نوازنده گيتار بيس. گروه به سرعت يكي از تاريخي ترين Demo هاي موسيقي Black Metal يعني Wrath of Tyrant را ضبط كردند. از طريق همين اثر بود كه توجه كمپاني Candlelight به اين گروه جلب شد. پس از امضاي قرار داد با Candlelight تغييري در گروه ايجاد گشت. Samoth به عنوان گيتاريست و خواننده مشغول به فعاليت شد و Bard Faust وظيفه او را در نوازندگي درام به عهده گرفت. پس از اين تحولات آنها بار ديگر وارد استوديو شدند تا اثري مشترك را با گروه Enslaved ضبط كنند. در همين سال Mortiis از گروه جدا شد و جاي او را Tchort گرفت.
آثار آنها به شدت مورد توجه مطبوعات قرار گرفت و اينگونه بود كه آنها توانستند در تابستان سال 1993 اولين آلبوم كامل خود را با نام In The Nightside Eclipse ضبط كنند. البته اين آلبوم در اسل 1994 انتشار يافت كه باعث شد آنها تبديل به يكي از مهمترين گروه هاي صحنه موسيقي Black Metal شوند و توجه منتقدين بسياري را از سراسر جهان به خود جلب كنند.
در پاييز سال 1993 حوادث حاشيه اي بسياري موجوديت گروه Emperor را با خطر مواجه كرد.آنها ابتدا Samoth و سپس Faust را از دست دادند. اين دو به اتهام برهم زدن نظم جامعه به زندان محكوم شده بودند. البته آنها توانستند پيش از آنكه همه چيز از دست رود با يك درامر جديد و بيسيستي به نام Alver اثر بعدي خود را ضبط كنند.
علي رغم اينكه بازداشت دو نفر از اعضاي اصلي مشكلات بسياري را براي آنها آنها ايجاد كرده بود, اما اين مشكلات نه تنها Emperor را از ادامه راه منصرف نكرد بلكه باعث شد آنها با قدرت بيشتري به فعاليت خود ادامه دهند. سال بعد Samoth به شكل مشروط از زندان آزاد شد و در اين زمان Tyrm از گروه Enslaved به عنوان نوازنده درام به آنها ملحق شد. نطفه اصلي گروه Emperor در همين زمان بسته شد و اين آغازي بود تا آنها تبديل به يكي از مهمترين و تاثير گذارترين گروه هاي Black Metal كند.
در پايان سال 1996 انها كاملا آماده بازگشت به استوديو بودند. EP سال 1996 انها به نام Reverse در حقيقت خبر از بازگشتي قدرتمند مي داد. آلبوم آنها در سال 1997 Anthems to the Welkins At Dusk نام داشت كه بدون شك يكي از مهمترين اثار موسيقي Black Metal است. اين آلبوم اثري باشكوه و در عين حال بي رحمانه بود. Anthems to the Welkins At Dusk نه تنها اثري به واقع زيبا كه نوعي موسيقي بسيار وحشيانه نيز بود. اين آلبوم بسيار مورد توجه مطبوعات قرار گرفت و توانست از طرف مجلاتي چون Terrorizer از بريتانيا و Metal Maniacs از آمريكا به عنوان آلبوم سال معروف شد.
از زمان انتشار آلبوم سرنوشت ساز Anthems to the Welkins At Dusk بار ديگر همه چيز به نفع گروه Emperor تغيير يافت. درست در زماني كه گروه شكوهمندانه به پيش مي رفت و آنها توانسته بودند كنسرتهاي مختلفي را در Dynamo و جشنواره موسيقي متال در Milwakee اجرا كنند, Alvar نوازنده گيتار بيس اين گروه را ترك كرد. در نتيجه اين عمل تمام قطعات بيس در آلبوم بعدي گروه يعني IX Equilibrium توسط Ihsahn اجرا شده است.
اين آلبوم يكي از بهترين اثار گروه Emperor است و حتي توانست از آلبوم قبلي نيز پيشي بگيرد. گروه Emperor در اين آلبوم به حد و مرز هايي دست يافت كه ديگر نمي توان آنها را يك گروه ساده موسيقي سنتي Black Metal ناميد. در اين آلبوم آنها از عناصر بسيار از موسيقي ريشه اي Heavy Metal بهره گرفتند. اصوات اپرايي و ريف هاي سمفونيك به كار رفته در اين آلبوم باعث شدند اين آلبوم به عنوان يك از آگاهانه ترين آثار موسيقي Black Metal جاويدان شود.
گروه Emperor در سال 2001 تصميم گرفت آخرين آلبوم خود را به دنياي موسيقي معرفي كرده و سپس اين گروه را به تالار خاطرات موسيقي Black Metal بسپارد. آلبوم Prometheus: The Discipline Of Fire & Demise اثري بود كه توانست الهام بخش گروه هايي بسياري باشد كه وجود خود را مديون گروه Emperor هستند

منبع: (فقط كاربران عضو مي‌توانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.) و (فقط كاربران عضو مي‌توانند لينكها رو مشاهده كنند. عضو شويد و يا وارد شويد.)

FORMER MEMBERS


Samoth (Tomas Thormodsaeter Haugen) 1991-2001 Guitars
Ihsahn (Vegard Sverre Tveitan) 1991-2001 Guitars, vocals, synth
Trym Torson (Kai Johnny Mosaker) 1995-2001 Drums
Alver (Jonas Alver) 1995-1998 Bass
Faust (Bard G. Eithun) 1992-1993 Drums
Tchort (Terje Vik Shei) 1992-1994 Bass
Mortiis (Haavard Elefsen) 1991-1992 Bass


ADDITIONAL MUSICIANS


Tyr (Jan-Erik Torgersen) Bass
Charmand Grimloch (Joachim Rygg) Keyboards
Ildjarn (Vidar Vaaer) Bass


DISCOGRAPHY


1991 Wrath Of The Tyrant (demo)
1993 [split MCD w/ Enslaved]
1994 In The Nightside Eclipse
1996 Reverence (EP)
1997 Anthems To The Welkin At Dusk
1999 IX Equilibrium
1999 [split w/ Thorns] Moonfog
2000 Emperial Live Ceremony (live) Candlelight
2001 Prometheus: The Discipline Of Fire & Demise
2003 Scattered Ashes: A Decade of Emperial Wrath

نویسنده و مترجم : Azhydehak

_________________
ریچارد رایت کیبوردیست پینک فلوید در 15 دسامبر 2008 در 65 سالگی فوت کرد

[url=http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Wright_(musician)]ریچارد رایت[/url]
---------------------------------------------------------------------

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
larten
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك

تشکر: 43
تشکر شده 28 بار در 27 پست

محل سکونت: والینور

امتیاز: 5874

مدال‌ها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت: 634 / 2536  
 25%
سرعت فعالیت: 1211 / 1211  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 59 / 104  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1387 - 14:51    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

Anthems To The Welkin At Dusk

Anthems To The Welkin At Dusk با يك قطعه پنج دقيقه اي بسيار زيبا كه با كيبورد نواخته شده است آغاز مي گردد. اما پس از آن سفر شما به دنياي سراسر خشم و خشونت موسيقي Synphonic Black Metal با قدرت هر چه تمام تر آغاز مي گردد. متاسفانه كيفيت ضبط اين آلبوم به هيچ وجه در حد موسيقي آن نيست. به نظر مي رسد اكثر گروه هاي نروژي از تهيه كنندگان متوسطي براي اثار خود بهره مي گيرند كه البته ايم موضوع نيز دلايل ويژه اي دارد. بيشتر زمان اين آلبوم به جز چند پاساژ كوتاه و خسته كننده از موسيقي زيبايي بهره مي گيرد. Emperor قطعا يكي از مستعد ترين گروه هايي است كه در موسيقي Black Metal وجود داشت و آنها يقينا اين امكان را داشتند تا از كيفيت بهتري در اثارشان استفاده كنند.
شيوه آواز در اين آلبوم دقيقا همان سبك اصلي Black Metal است. اما در برخي قطعات از صدايي شفاف و يا دكلمه اشعار نيز استفاده شده است. جداي از تعدادي ضعف هاي ملوديك بايد اعتراف كرد اين اثر يكي از باشكوه ترين و نادرترين اثاري است كه مي تواند مورد توجه تمامي علاقه مندان موسيقي Black Metal قرار گيرد. اهميتي ندارد كه شما در مورد گروه Emperor چه فكر مي كنيد زيرا در هر حال اين آلبوم يكي از شاخص ترين آلبوم هاي موسيقي متال در كشور نروژ است. اين آلبوم در فاصله اكتبر تا دسامبر سال 1996 در استوديوي Grieg ضبط شده است اما كارهاي ميكس و مستر كردن (Mastering) آن در فاصله ژانويه تا فوريه سال 1997 به پايان رسيد. اين آلبوم كه تهيه كنندگي آن را خود اعضاي گروه به عهده داشتند, از Pytten به عنوان مهندس صدا استفاده گشته است و سرانجام بوسيله Samoth و Ihsahn در Strype Audio مستر شده است.

نوشته: Vincent Eldefors



Song listing:

Alsvartr (The Oath)
Ye Entrancemperium
Thus Spoke The Nightspirit
Ensorcelled By Khaos
The Loss And Curse Of Reverence
The Acclamation Of Bonds
With Strength I Burn
The Wanderer

مترجم : Azhydehak

_________________
ریچارد رایت کیبوردیست پینک فلوید در 15 دسامبر 2008 در 65 سالگی فوت کرد

[url=http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Wright_(musician)]ریچارد رایت[/url]
---------------------------------------------------------------------

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
larten
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك

تشکر: 43
تشکر شده 28 بار در 27 پست

محل سکونت: والینور

امتیاز: 5874

مدال‌ها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت: 634 / 2536  
 25%
سرعت فعالیت: 1211 / 1211  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 59 / 104  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 20 تیر 1387 - 03:42    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

Adam Jones

بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید


Adam Thomas Jones معروف به Adam Jones در سال 1965 در ایلینویز به دنیااومد...
در دوران راهنمایی به ساز ویولن رو آورد و از روی متد سوزوکی!!!!شروع به کار کرد بعد ها تو دبیرستان برای یه گروه موسیقی شروع به نواختن کنتر باس کرد وبرای یه گروه راک هم بیس میزد گیتاریست این گروه تام مورلو گیتاریست کنونی Rage Against the Machine بود این گروه تا زمانی که آدام به سمت کالیفرنیا روانه شد!!!فعالیت میکرد و در مدت کمی بعد از آدام مورلو هم به کالیفرنیا اومد و تو همین زمان آدام به گیتار علاقمند شد و بدون یادگیری تمرین های روتین از راه گوش شروع به نواختن گیتار کرد خودش میگه شاید بعضی روزها صبح تا شب تمرین میکردم که آهنگی رو باگوش در بیارم و تازه بفهمم که باید چجوری زده بشه!!!!!بعد از دیدن یه فیلم به تکنیکهای فیلمسازی علاقمند شد و به لس آنجلس رفت و اونجا آموزشهایی در زمینه ی گریم وطراحی جلوه های ویژه و کارگردانی دید و در 1987 فارغ التحصیل شد.
بعد از فراغت از تحصیل در هالیوود مشغول به کار شد و یه شوی تلویزیونی رو هم اجرا میکرد..
درسال 1990 با مینارد کینان و پل دی آمور و دنی کری گروه تول رو تشکیل داد...
شیوه ی نوازندگی آدام خیلی منحصر به فرده گرچه خیلی جاها آدم رو یاد رابرت فریپ میندازه اما خیلی زیر زمینی و تیره میزنه و بیشتر فضاسازی میکنه و سولوهاش بیشتر ریتم سولوئه گرچه تکنیک آنچنانی نداره ولی بعضی وقتا واقعا تاثیر گذار میزنه و با صدا وموسیقی نابغه ای مثل مینارد ترکیب جالبی رو میسازه ...
و اما نکات قابل توجه زندگی آدام:
1-فارغ التحصیل رشته ی گریم و جلوه های ویژه
2-فارغ التحصیل رشتهی نقاشی
3-کارگردان تمام کلیپ های تول بوده و تکنیک های فیلمبرداری این کارا هم همه از خلاقیت خودش هستش
4-طراح لباس تو چند سالن مد معروف و چند شرکت معروف تولید پوشاک
5-یه کاریکاتوریست ماهر و زبردست که چندین جایزه هم برای این کاربرده
6-توی گریم و جلوه های ویژه ی این فیلم ها عضو گروه بوده و نقش موثرداشته:
ترمیناتور 2
پارک ژوراسیک
با گرگها میرقصد
کابوس در خیابان الم(میکاپ بی نهایت زیبا و خلاق فردی کروگر طرح و اجرای آدامه)
و...
7-گیتاریست گروه تول
جالبه بدونید که با دست راست گیتارمیزنه در حالیکه چپ دسته!!!!!!
کلا خیلی انسان خلاقیه و اکثرا به درون خودش برمیگرده تا الهام و تقلید...
میبینید برای هر کدوم از کارای بالا عمری وقت لازمه و کلی تلاش اما یه انسان در مرز 40 سالگی همه ی این عناوین رو داره و هنوز هم تاپ ودست اوله!!!!!!
در مورد ست مورد استفاده ش هم معمولا از گیبسون لس پاول و در مورد آمپ هم اکثرا ازMesa Boogie dual rectifier استفاده میکنه و در مورد افکت هم که اصلا میانه ی خوبی با افکت نداره!!!!و فقط ازدو پدال دیلی و اکولیزر استفاده میکنه گرچه جدیدا یکی دو تا پدال دیگه هم بهش اضافه کرده و نمیدونم چیه چون جایی عنوان نکرده...

_________________
ریچارد رایت کیبوردیست پینک فلوید در 15 دسامبر 2008 در 65 سالگی فوت کرد

[url=http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Wright_(musician)]ریچارد رایت[/url]
---------------------------------------------------------------------

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
larten
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك

تشکر: 43
تشکر شده 28 بار در 27 پست

محل سکونت: والینور

امتیاز: 5874

مدال‌ها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت: 634 / 2536  
 25%
سرعت فعالیت: 1211 / 1211  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 59 / 104  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 20 تیر 1387 - 04:35    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

چشم‌بندي نكرده‌ام اگر بگويم هركسي يك روز مي‌ميرد. اتفاق خيلي ساده‌اي است كه البته ممكن است شكل‌هاي پيچيده‌اي به خود بگيرد. مي‌شود كسي يك روز صبح ديگر پيدا نشود، مي‌شود كسي از روي همين پله‌اي كه شايد لحظه‌اي پيش تو از روي آن گذشته‌اي افتاده باشد و رفته باشد، مي‌شود كسي غرق شده باشد، به مرضي مرده باشد، حتي دق‌مرگ شده باشد.

حتي ممكن است كسي مثل قهرمان داستاني كه يادم نيست راه بيفتد و دنبال اين بگردد كه چطور مي‌تواند كسي را به جاي خودش بكشد تا مرده به حسابش بياورند. مي‌شود حتي شيوه‌اش را انتخاب كرد، هرچند حادثه تلخي است اما اين هم نوعي ديگر است. مي‌شود كسي جايي، هر جا در راه هدفي يا خواسته‌اي آرماني بميرد، گرچه هدف‌ها با هم فرق مي‌كنند اما اينها همه‌شان مرگ هستند.

مرگ همين جاست، توي هوايي كه استنشاق مي‌كنيم، توي همين آبي است كه مي‌نوشيم. كمي كه فكر مي‌كني، مي‌فهمي كه اصلاً تولد هم همان مرگ است نه به خاطر آنكه مي‌گويند تولد مرگ مرحله جنيني است براي ورود به حيات، نه همين كه به دنيا مي‌آييم شمارش معكوس مرگمان آغاز مي‌شود. فكر مي‌كنيم، بزرگ مي‌شويم، تحصيل مي‌كنيم و خيلي چيزهاي ديگر اما خيلي دير مي‌فهميم كه هر ثانيه به مرگ بيشتر نزديك مي‌شويم.

فكر مي‌كنيم كه حرف زدن از مرگ يا فكر كردن به آن افسرده‌مان مي‌كند، يا مثلاً اين كار آدم‌هاي افسرده شبه‌رواني است پس به آن فكر نمي‌كنيم و به ديگران مي‌گوييم كه بهتر است به آن فكر نكنند، بدون اينكه بفهميم ارزش اين لحظه به آن است كه ثانيه‌اي ديگر وجود ندارد.

نوجوان كه بودم، يك روز صفحه‌اي از مجله‌اي را مي‌خواندم كه درباره مرگ بود. پدرم سر رسيد و وقتي چشمش به آن صفحه افتاد، گفت كه ديگر حق ندارم آن مجله را بخوانم. نمي‌دانم از چه مي‌ترسيد، اما ترسش به من راه نيافت، گرچه من هم از مرگ مي‌ترسيدم. نمي‌شود فراموشش كرد، فايده‌اي ندارد. ياد دن خوان مي‌افتم كه يك روز به كارلوس كاستاندا گفت: «دستت را موازي با زمين باز كن. مرگ فقط همين قدر با تو فاصله دارد. نمي‌بيني‌اش اما همان جا نشسته است.»

چاك شلداينر (Chuck Schuldiner) (1002 – 7691) وقتي فقط پانزده سالش بود با چند دوست هم‌مدرسه‌اي يك گروه هوي‌متال تشكيل داد. با اينكه سني نداشت، از همان روزها مي‌خواست موسيقي‌اي بنوازد كه حرفي تازه براي گفتن داشته باشد. آن روزها كسي اهميتي براي كار چاك قائل نبود. مورد تمسخر ديگران قرار مي‌گرفت و بدون حمايت مادرش حتي نمي‌توانست يك دموي ساده ضبط كند. اين قاعده زندگي نوابغ است؛ دوره‌اي ركود و بعد ناگهان نام او مثل توفان همه جا مي‌پيچد.

در مورد چاك هم همين اتفاق افتاد، به‌سرعت رشد كرد و از گروه‌هاي پيش از خودش جلو زد. او به اسطوره هوي‌متال تبديل شد. چاك نام گروهش را Death گذاشته بود و اشعار او تيرگي، رازآلودگي و تلخي مرگ را به‌خوبي در خود داشت. چاك چنان پيشرفت كرد و آنقدر در آثارش نوآوري به خرج داد كه اين ژانر تازه موسيقي هوي‌متال را كه البته چاك مبدع آن نبود به نام گروه او Death Metal ناميدند.

اين سبكي بود كه در اوايل دهه هشتاد از دل شاخه ديگر هوي‌متال يعني ثرش‌متال (Thrash Metal) بيرون آمد. آهنگ‌ها كماكان خشن و بسيار قوي بودند كه اشعار روايي يا داستان‌گون در آنها شنيده مي‌شد. اين اشعار بر پايه فرم رايج ترانه‌ها يعني‌ verse – chorus نبودند و موضوعات و موتيف‌هاي گسترده‌اي را در خود داشتند. آهنگ‌ها در اين سبك معمولاً با ريتم‌هاي خشن گيتار پيك‌زدن‌هاي سريع و داراي نيرويي پويا بودند. حتي بعضي گروه‌ها نوعي سبعيت را به اين موسيقي اضافه كردند.

خواننده‌هاي دث‌متال به جاي خواندن به شيوه سنتي، با صدايي زير و تغيير شكل يافته مابين جيغ، ناله و غريدن كلمات را ادا مي‌كنند. با همه اينها آنچه دث‌متال را تبديل به موسيقي مي‌كند كه نمي‌توان از شنيدنش صرف‌نظر كرد، سولوهاي بديع، قوي و زيبايي است كه مي‌توان آنها را جزء بااحساس‌ترين نغمه‌هاي موسيقي به حساب آورد و البته چاك شلداينر، استاد نواختن چنين سولوهايي بود.

موضوع شعرهاي اين سبك هم مانند ديگر اشعار راك و متال درباره نابساماني‌هاي موجود در جهان معاصر است منتها تم‌هاي نهيليستي و تمركز روي موضوع مرگ با بياني مخوف و افكاري فلسفي و البته بسيار تيره باعث شده است تا اين سبك را دث‌متال بنامند.
جهاني كه چاك در اشعارش خلق مي‌كند، جهاني است در حال پايان، با مردماني بيمار و زمين‌هايي سوخته. جهاني كه ما را به ياد شهرهاي طاعون‌زده قرون وسطي يا جهان نابودشده مخلوق كوين كاستنر در فيلم پستچي مي‌اندازد. جهاني ويران كه مردمانش به خاطر تكه‌اي لباس يا پاره‌اي نان گلوي يكديگر را مي‌درند. اين جهان البته به فيلم پستچي بسيار شبيه‌تر است، چه همانند آن مردمي را نشان مي‌دهد كه اگرچه صاحب تمدن‌هايي عظيم و تكنولوژي و دانشي بسيار پيشرفته بوده‌اند، وحشي‌تر و خونخوارتر و ديوانه‌تر از مردم قرون وسطي جلوه مي‌كنند.

چاك همه جهان را به اين ترتيب در حال زوال و مرگ مي‌يابد و اگرچه مرگ به عنوان معمايي طبيعي او را بسيار به خود مشغول كرده است اما مرگ روان آدمي بيشتر به چشم او مي‌آيد. درنده‌خويي و نامهرباني كه او در آهنگ Leprosy به جذامي تشبيه مي‌كند كه در حال نابود كردن ذات بشريت است.

به علاوه او يك‌يك عادات و خوي‌هاي بد آدمي را به چالش مي‌كشد و همواره آينه‌اي در برابر آدمي نگه مي‌دارد تا هيچگاه نتواند پشت انبوه نقاب‌هايش پنهان شود و چهره واقعي خويش را فراموش كند. انساني كه همانند آنچه چاك در ترانه The Philosopher مي‌گويد خود را همه‌چيزدان مي‌داند، در حالي كه از خود نيز خبر ندارد.

so you preach about how I’m supposed to be,

yet you don’t you know your own ـــــــــ

lies feed your judgment of others

Behold how the blinds lead each other

the philosopher

you know so much about nothing at all

تو مرا موعظه مي‌كني كه چگونه باشم

در حالي كه هنوز عادت‌هايت را نمي‌شناسي

دروغ‌ها قضاوت تو را درباره امور مي‌سازند

ببين چگونه كوري عصاكش كوري ديگر شده است

فيلسوف

تو درباره هيچ‌چيز، هيچ نمي‌داني.

مرگ زودهنگام، از چاك اسطوره‌اي مضاعف ساخت. او نام Death را بر خود داشت. از مرگ حرف مي‌زد و به مدت دو سال مرگ را در قالب توده‌اي سرطاني در سرش با خود حمل مي‌كرد و دقيقاً در همان دو سال مجموعه‌اي از بهترين آثارش را ارائه داد. او گرچه مرگ را رازي نامكشوف مي‌دانست اما نگاهي روشن به دور از ترس به آن داشت.

Death is oh so stronge

what you cannot predict

Is how long you’ll exist

open casket

life will never be the some

Death can never be explained

it’s their time to go beyond

Empty feeling, when they’re gone

مرگ بسيار ناشناخته است

آنچه نمي‌تواني پيش‌بيني كني

اين است كه چقدر زنده خواهي بود

جعبه را باز كن

زندگي تا ابد اينگونه نخواهد بود

مرگ هرگز قابل توصيف نيست

اين زماني است كه آنها به آن‌سوي مي‌روند

احساسي خالي است، وقتي كه آنها مي‌روند.

منبع :guitar4all

_________________
ریچارد رایت کیبوردیست پینک فلوید در 15 دسامبر 2008 در 65 سالگی فوت کرد

[url=http://en.wikipedia.org/wiki/Richard_Wright_(musician)]ریچارد رایت[/url]
---------------------------------------------------------------------

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email
larten
دوست حرفه ای
دوست حرفه ای


عضو شده در: 19 خرداد 1386
پست: 1339
آغازگر 8 تاپيك

تشکر: 43
تشکر شده 28 بار در 27 پست

محل سکونت: والینور

امتیاز: 5874

مدال‌ها: 0
مرحله : 31
میزان فعالیت: 634 / 2536  
 25%
سرعت فعالیت: 1211 / 1211  
 100%
مانده تا مرحله بعد: 59 / 104  
 56%
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 20 تیر 1387 - 04:37    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول